به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
 
  • اقدامات انجمن بعد از انقلاب

از سال 1356 با حوادثی مانند شهادت شهید مصطفی خمینی، مرگ مشکوک دکتر علی شریعتی و انتشار مقاله ی اهانت آمیز به ساحت امام خمینی (ره) با امضای مجعول احمد رشیدی مطلق که در دی ماه همان سال در روزنامه ی اطلاعات صورت گرفت، اولین امواج انقلاب اسلامی با قیام خونین 19 دی ماه 1356 قم آغاز شد و با قیام قهرمانانه ی مردم تبریز در چهلمین روز شهادت قیام قم ادامه یافت و در حقیقت رژیم سابق با یک حرکت ابلهانه ی حساب نشده با دست خویش گور خود را کند.

این قیام ها با شدت و حدت هر چه بیشتر پی گیری شدند و بالاخره طومار نظام چند هزار ساله ی شاهنشاهی  درهم پیچید. طبعاً این حوادث نمی توانستند بر فعالیت های انجمن بی تأثیر باشند. اوضاع ملتهب انقلابی تا سال 1359 ادامه یافت و از این نظر فعالیت انجمن برای مدتی دچار رکود شد.

با شروع حمله ی وحشیانه ی صدام بعثی و حامیان جنایتکار او به سرزمین های ایران اسلامی و بسیج شدن همه ی امکانات در جهت رویارویی با این یورش که می توانست هر مملکتی را از پای درآورد، فعالیت های انجمن در هشت سال دفاع مقدس همچنان در حال رکود بود.

هنوز آتش جنگ خانمان برانداز تحمیلیِ جهانخواران شعله ور بود که حرکت جدید انجمن در شهریور 1366 با ترکیب نوین، اساسنامه و نامی جدید تحت عنوان «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» آغاز شد؛ آن هم در عالی ترین سطوح، تحت ریاست عالیه ی رئیس جمهور و عضویت افرادی مانند وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی.

به دنبال این حرکت شعب استانی انجمن یکی پس از دیگری افتتاح و آغاز به کار کردند. اولین ثمره ی این حرکت در خوزستان برگزاری کنگره ی بین المللی دعبل خزاعی بود و این کنگره ها و همایش ها ی بزرگداشت شخصیت های خوزستانی همچنان ادامه یافت. چه خوش گفته است نوید خراسانی:

 

هر ملتی که قدر بزرگان خود  شناخت

افزود نزد اهل خرد اعتبار او

ور زآنکه برد خدمت پیشینیان زیاد

باید که گریه کرد بر احوال زار او

آشنایی با دعبل خزاعی 

 دعبل بن علی خزاعی یکی از درخشان ترین چهره های فرهنگی جهان تشیع می باشد.

در منابع مختلف نام های گوناگونی برای وی ذکر شده است. گروهی نام او را دعبل و عده ای  نام های دیگری مانند: حسن ، محمد و عبدالرحمن برای وی ذکر کرده اند. در ریحانة الادب و تاریخ ادبیات زبان عربی تصریح شده که دعبل لقب و کنیه ی وی ابوعلی و ابوجعفر بود.

دعبل در سال (148 ه.ق) در شهر طیب (از شهرهای مرزی عراق امروزی) که در آن زمان یکی از توابع شوش خوزستان بود، چشم به جهان گشود. قبیله ی وی بنی خزاعه از بطون قبیله ی«ازد» به دوستی آل محمد (ص) چنان شهره بود که معاویه می گفت: «قبیله ی خزاعه در دوستی علی ابن ابیطالب (ع) به حدی رسیده اند که اگر برای زنان ایشان میسر می شد، با ما به نبرد برمی خاستند».

این قبیله عرب قحطانی هستند. آنان پس از صلح حدیبیه با پیامبر هم پیمان شدند و پس از واقعه ی یورش بنی بکر (متحد قریش) به افراد این قبیله، پیامبر چنان برآشفته شدند که حاضر به تمدید  صلح نامه نگردیدند.

خاندان رزین بن سلیمان (پدربزرگ دعبل) به علم و ادب مشهور بودند. براساس نوشته ی مؤلف معجم الشعرا،«علی بن رزین» (پدر دعبل) از سرآمدان شعر در عصر خود بود.

جد دعبل براساس گفته ی ابن قتیبه در الشعر و الشعراء از طبع شعر برخوردار بوده و «عبدالله بن رزین» عموی دعبل، پسر عموی او «ابوجعفر محمد» و برادرانش «ابوالحسن علی» و «رزین» همه شاعر و سخنور بودند. تبحر در شعر و ادب تنها ویژگی این خاندان نیست بلکه شرافت ایشان بیشتر در مجاهدت و همت آنان در راه اعتلای کلمه ی اسلام نهفته است. اصولاً این خاندان از همان هنگام که جد اعلایشان مورد عنایت پیامبر (ص) قرار گرفت، از استوار ایمانان بودند. با جان فشانی های بسیار در جنگ های صدر اسلام درستی و راست ایمانی خود را به خوبی ثابت نمودند و در جنگ صفین نیز از حضرت امام علی (ع) طرفداری کردند.

دعبل در جوانی به هارون الرشید پیوست و از انعام او بهره بُرد. هارون در سال (174 ه.ق) حکومت شهر سمنگان را به وی داد. سمنگان نخستین جایی است که دعبل ولایتمدار آن شد.

بنابر پاره ای از اقوال «عباس بن جعفر» و بنا بر پاره ای اقوال دیگر، فرزند او «فضل بن عباس» دعبل را به این مهم گمارده اند. شخص اخیرالذکر بنابر اسناد تاریخی موجود و همچنین براساس برخی اشعار دعبل، ادب از او یافته و از این حیث مدیون او (دعبل) است؛ ولی جفاکاری او موجب  می شود تا شاعر با لحنی شکوه آمیز از او سخن گوید و به قدح شخصیت بی وفایش بپردازد. پس از آن وی به بغداد رفت و سپس روانه ی حج شد. پس از شرف یابی به خانه خدا به مصر گریخت

و به «مطلب بن عبدالله بن مالک خزاعی» امیر آن سرزمین پناه برد. مطلب نیز حکومت منطقه ی «اسوان» را به او سپرد؛ ولی بعدها به دلیل تلاش بد خواهان میانه ی آن دو به هم خورد و دعبل ناچار به ترک مصر شد.

دعبل در مراحل بعدی زندگی اجتماعی خود نه تنها از خلفا فاصله می گیرد، بلکه به معارضه ی با آنها نیز برمی خیزد. او هارون الرشید، مأمون، معتصم، ابراهیم بن المهدی، الواثق و بسیاری از امراء را هجو گفت. مثلاً در هجو معتصم اشعاری سرود که ترجمه ی بخشی از آن چنین است:

 

 

ملوک بنی العباس فی الکتب سبعه

و لم تأتنا عن ثامنٍ لهم کتب

 

کذلک اهل الکهف فی الکتب سبعه

کرامٌ اذ عدوا و ثامنهم کلب

 

وانی لأعلی کلبهم عنک رفعه

لأنک ذو ذنب و لیس له ذنبٌ

 

«پادشاهان بنی عباس در نوشته ها، هفت تن هستند و هنوز از هشتمین آنها نامی در نوشته ها     ندیده ام. اصحاب کهف نیز چنین بودند، هفت تن برگزیده و هشتمین آنان سگ ایشان بود. ولی من سگ آنان را بر تو برتری می دهم زیرا تو گناهکاری و او را گناهی نبود».

 

زندگی پر فراز و نشیب دعبل و عمر طولانی وی باعث شد، وی معاصر نه تن از خلفای جور و ستمگر عباسی (منصور، مهدی، هادی،‌ هارون، امین، مأمون، معتصم، واثق و متوکل) باشد.

در این دوره ی نزدیک به یک قرن، چهار امام از ائمه ی معصوم شیعه «امام صادق، امام کاظم،  امام رضا و امام جواد (علیهم السلام)» پس از آزار، شکنجه، تبعید و حبس های طولانی به شهادت رسیدند.

هم چنین در این برهه از تاریخ اسلام، خلفای ستمگر عباسی علاوه بر شهادت امامان معصوم (ع) به قصد محو آثار اسلام و مکتب تشیع دست به هر جنایتی زدند و قیام های شیعیان را در برابر خلافت ضد دینی خود سرکوب کردند و سران آنان را از بین بردند.

اختلاف و نزاع بین امرا و فرزندان خلفا بر سر قدرت، از دیگر مسائل دوره ی زندگی دعبل بود. مانند درگیری و جنگ محمد امین و عبدالله مأمون بر سر تصاحب خلافت غاصبانه ی پدر خود هارون الرشید.

دعبل به عنوان شاعر متعهد اهل بیت با ائمه ی اطهار زمان خویش به عنوان راهبران الهی و حقیقی امت ارتباط داشت و از سخن، رفتار و موضع گیری های سیاسی و اجتماعی آنان الهام می گرفت. اشعار و احوال وی این مطلب را تایید می کند.

دعبل نه تنها شاعر اهل بیت بلکه راوی حدیث ایشان بوده و از گروه شاعران محدث به شمار  می آید. حب و بغض شاعر، به شعر او غنا می بخشد و تأثیر و ارزش مضاعف به آن می دهد و از نظر عاطفی به کمال نزدیک تر می کند. حب و بغض، قهر و عشق و خشم از ویژگی های   برجسته ی شعر شاعران متعهد و ملتزم است. دعبل سمبل شاعران متعهد شیعه می باشد و این حقیقت در شعر او تجلی درخشانی دارد. شعر و زندگی وی نمونه ی بارز تولی و تبری است. او در میان شاعران عرب به «تشیع و هجو خلفا» مشهور می باشد.

مقام علمی شاعر: بی شک دعبل را فقط یک شاعر بزرگ و صاحب سبک نمی توان دانست؛ بلکه علاوه بر نبوغ شعری در علم کلام، حدیث، قرآن، تاریخ و لغت شناسی یکی از عالمان سترگ و دانشور شیعه بود. علامه ی حلی می گوید: «دعبل در میان عالمان و اندیشه وران شیعه به کمال ایمان، علو منزلت و عظمت شأن معروف است». 1

هم چنین دعبل یکی از شاعران بزرگ سیاسی تاریخ ادبیات است. وی با مطرح کردن حکومتِ به حق و الهی حضرت امام علی (ع) و فرزندان معصوم او در اشعار خود خلافت ننگین بنی امیه و   بنی عباس را مورد سؤال قرار می داد و نفی می کرد. محمد جواد مغنیه می نویسد: «در دفاع از حق و کوبیدن باطل، شجاع ترین شاعری که تاریخ به یاد دارد، دعبل خزاعی است». 2

دعبل قصیده ای در مصائب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) سرود و با خود عهد کرد که این قصیده را نخستین بار در پیشگاه امام رضا (ع) قرائت کند. این قصیده به «مدارس آیات» معروف است. این قصیده به نوشته ی معجم الادبا از بهترین و نیکوترین مدایحی می باشد که درباره ی اهل بیت (علیهم السلام) گفته شده است.

امام رضا به هنگام استماع این قصیده، شدیداً تحت تأثیر قرار گرفتند، به گونه ای که وقتی دعبل به این بیت رسید:

 

اری فیئهم فی غیرهم منقسماً

و ایدیهم من فیئهم صفرات

 

امام رضا (ع) به شدت گریستند و وقتی دعبل به این ابیات رسید:

 

خروج امام لا محاله خارج

یقوم علی اسم الله و البرکات (الخ)

 

در این هنگام امام رضا (ع) دست بر سر گذاشته به پا ایستادند و فرمودند: « این دو بیت را        روح القدس بر زبان تو جاری ساخت».

به هر حال داستان این شرف یابی، صله و انعامی که امام به دعبل مرحمت فرمودند و اتفاقاتی که در مسیر و در قم و ... برای وی روی داد، مفصل است و توصیه می شود، خوانندگان محترم شرح این ماجرا را در کتب مربوط پی گیری فرمایند.

فصاحت و روانی اشعار دعبل مورد تایید خاص و عام می باشد. حنا الفاخوری در تاریخ ادبیات عرب

   1- خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال، ص 70

   2- الشیعه و الحاکمون (شیعه و فرمانداران خودسر) ص176

در این باره عقیده دارد: « شعر دعبل زنده و پر خون است. زیرا از اندیشه ی مردی انقلابی و سرکش تراویده است. کلاً از حیث الفاظ سهل، از حیث معانی واضح و از انسجامی نیکو برخوردار است. در بیت، بیت آن نغمه های موسیقی زیبا و دلپذیری موج می زند».

بیشتر اشعار دعبل متضمن تمجید از ائمه ی شیعه (علیهم السلام) و هجو امرا و خلفا بودند و به دلیل خفقان حاکم متروک مانده و کم کم به فراموشی سپرده شده اند.

تألیفات او عبارتند از: طبقات الشعراء ، الواحده فی مثالب العرب و مناقبها.

ضمناً در برخی از منابع مانند کشف الظنون حاج خلیفه از دیوان اشعار وی یاد شده که متأسفانه این دیوان به دست نیامده است.

درباره ی چگونگی شهادت دعبل، سخنان گوناگون است؛ ولی به نظر می رسد، روایت ذیل از صحت بیشتری برخوردار است. در الأغانی حمزه ی اصفهانی آمده است:

«[مالق] مالک بن طوقی التغلبی از دشمنان دعبل، مردی را اجیر کرد و ده هزار درهم و یک گرز زهرآلود به او داد تا شاعر را هرجا یافت، بکشد. مرد مزدور، دعبل را در یکی از شهرک های شوش به نام الطیب به قتل رساند. گفته می شود که جسد وی را به شهر شوش حمل و در آنجا دفن کردند.»

دعبل در سال (246 ه.ق) به شهادت رسید و بیش از نود و هفت سال عمر کرد. وی سه فرزند داشت: عبدالله، علی و حسین. علی و حسین ذوق شعری را از پدر به ارث برده و هر دو شاعر بودند. حسین دیوان شعری هم داشت که برخی شعرهای او در کتاب های تاریخ و تذکره ها آمده اند.

اکنون قصیده ی مدارس آیات که از سوی دعبل تقدیم ثامن الحجج امام رضا (ع) شد، به عنوان تبرک این مجموعه تقدیم خوانندگان محترم می کنیم:

منابع و مآخذ

 

1-    گوهری، محمد جواد، دعبل بن علی الخزاعی، امیر کبیر، تهران، 1368.

2-    محمدزاده، مرضیه، دانشنامة شعر عاشورایی، جلد اول (شاعران عرب)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1383.

3-    مقاله ی نگارنده، (دعبل خزاعی)، روزنامه ی جمهوری اسلامی، شماره ی 1413، 21 شهریور 1371، ص 14.

و با یاد از فرزند مرحوم من (علی علی نژاد) دانشجوی سال سوم رشته ی زبان و ادبیات عرب دانشگاه آزاد اسلامی آبادان که در مسیر زیارت امام رضا (ع) در حادثه ی واژگونی اتومبیل به  لقاء حق پیوست و در مقبره ی بهشت رضای مشهد مدفون شد. ایشان حدود یک ماه پیش از درگذشت، پژوهشی درباره ی دعبل خزاعی انجام داد که در تهیه ی این مطلب مورد استفاده واقع شد.

 

گزارشی از کنگره بزرگداشت شاعر متعهد دعبل خزاعی

(قرن دوم و سوم هجری)

23-21 اسفند ماه 1368- هتل فجر اهواز

کنگره بزرگداشت شاعر متعهد قرن دوم و سوم هجری (دعبل بن علی خزاعی) شاعر اهل بیت با پیام حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت در هتل فجر اهواز گشایش یافت.

این کنگره با اینکه نخستین کنگره ی بزرگداشت شخصیت های بزرگ علمی و فرهنگی خوزستان به شمار می رفت و در شرایط خاص پس از هشت سال دفاع مقدس در خوزستانی برپا می شد که به دلیل ویران ها و زیان ها وصف ناپذیر بود، ولی در عین حال در ابعادی برگزار شد که می توان آن را نسبت به سایر کنگره های بعدی نیرومندتر و موفق تر برشمرد.

متأسفانه مدارک و اسناد این کنگره به دست نیامد، و تنها کارت دعوتی از آن برجای ماند. پس از روی ناچاری تنها به گزارشی اکتفا شد که در ماهنامه ی فرهنگی- هنری دفتر طلایه (سال دوم، فروردین و اردیبهشت ماه 1369) به چاپ رسید. در آن زمان صاحب امتیاز ماهنامه،آقای غلامحسین نفیسی مدیر کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان بود.

امیدواریم این اتفاق ناگوار درس عبرتی برای عدم تکرار آن در آینده باشد و این امر امکان پذیر نمی شود مگر با نهادینه شدن انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان، در نظر گرفتن یک مکان مشخص و شایسته برای انجمن مذکور و داشتن آرشیوی مخصوص تا این مدارک و اسناد را از گزند افراد ناآگاه  و غیر متعهد محفوظ نگه دارد.

 

متن پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

که توسط آقای زنگنه معاون فرهنگی

 این وزارت قرائت شد

«بسم الله الرحمن الرحیم«

الصلاه و السلام علی خیر خلق الله نبینا محمد و آله الاطهار و صحبه الاخیار.

در ابتدا مناسب است براعت الاستهلال کلام را ابیاتی از شعر نغز شاعر متعهد شیعی دعبل بن علی خزاعی قرار دهیم که گفته است:

 

ملامک فی آل النبی، فأنهم

احبای، ما عاشوا، و اهل ثقاتی

 

تخیرتهم رشداً لامری فأنهم

علی کل حال خیره الخیرات

 

نبذت الیهم بالموده جاهداً

وسلمت نفسی طائعاً لولاتی

 

فیارب زدنی من یقینی بصیره

وزد حبهم یا رب فی حسناتی

 

مسلماً برپایی یک چنین مجمعی از دیر زمان مطمح نظر بسیاری از علاقمندان به ادبیات انقلابی تشیع بوده است و به علاوه جمع آمدن یک سلسله ویژگی های منحصر به فرد در شخصیت دعبل بن علی، وی را نه تنها برای شیعیان بلکه برای طیف گسترده تری از مردمان جذاب و در پاره ای اوقات مرموز ساخته است. و عنایت به همین ویژگی ها نیز هست که لزوم بحث و فحص بیشتر در زمینه های مربوط به حیات و معتقدات او را امری مسجل می سازد. بدین لحاظ برپایی این گردهمایی رویهم رفته بایستی عنایت به چند مطلب را سرلوحة کار خود قرار دهد.

 اول آنکه در تعمیق درک عمومی و افزایش شناخت همگانی پارسی زبانان که به علت مانع زبانی از غور و تأمل در اشعار شاعر محروم بوده اند، کوشش به سزا مبذول دارد. دوم آن که از راه شناساندن انگیزه ها، شیوه ها و اسالیب تعبیری این شخصیت از اهداف و اغراضش چنان پرده برافکند که خود شاعران و دیگر هنرمندان ما را درس آموز باشد. اینان که در عصری نوین زندگی می کنند ولی از سرچشمة تجارب و دستاوردهای پیشینیان مستغنی نیستند.

 و سوم آنکه بزرگداشتی باشد از شاعر بلا کشیده، شاعری که به رغم همه مواهب وجودیش چشم از متاع دنیا برداشت و چوبة دار بر دوش کشان سالیان متمادی عمر خود را به در به دری و آوارگی گذراند و سرانجام نیز کشته صراحت و جسارت خود آمد. چنین بزرگداشت هایی، دست کم، حقانیت حق را با جلوه ای دیگر می نمایاند و نشان می دهد که تاریخ خود قضاوتگری عادل است که ستم بر اهل حق روا نمی دارد.

ولی از اینها گذشته در بررسی شخصیت دعبل سه عامل تعیین کننده را نبایستی از نظر دور داشت سه عاملی سازنده و شکل دهندة بسیاری از تصرفات شاعر خزاعی در طول حیاتش بوده اند که به ترتیب عبارتند از:

الف)- جرأت و جسارت بی نظیر او که وی را از همان اوان جوانی به بی پرده گویی و صراحت لهجه وادار ساخته بود. تبلور این جرأت و جسارت را درپاره ای از اعمال و تصرفات او نیز به عیان می توان مشاهده کرد و چه بسا همین خروج از طریقِ معهود شاعران، هنرمندان و دیگر فرهنگیان محافظه کار است که گروهی مثل ابی الفرج را در اغانی ناچار ساخته تا وی را حادثه جو به حساب آرند، اما روی هم رفته در این باب نیز نکته جالب توجه بکارگیری این جسارت از سوی او در انتقاد از جریان ستم است که در غالب اوقات این صفت در نزد اشخاص ممدوح بوده و صاحبان آن را شایسته ستایش و مدح می کند. به طوری که هنوز پس از گذشت قرون متمادی از مرگ وی جمله ی ستم ستیزان از سخنان شدید اللحن وی در حق پاره ای سلطه مندان وقت به نیکی یاد می کنند، دعبل در مرگ یکی از حکمرانان که وی را برای دین و مسلمانان با مضرت می دانست می گوید:

قد قلت اذ عیبوه و انصرفوا

فی شر قبر لشر مدفون

اذهب الی النار و العذاب فما

خلتک الامن الشیاطین

مازلت حتی عقدت بیعه من

اضر بالمسلمین و الدین

ب)- ادب اوست که بی شک از وی شخصیتی بسیار ممتاز در میان دیگر ادیبان چیره دست عرب می سازد. وی این استعداد درخشان را از همان اوان جوانی از خود ظاهر ساخت و علاوه بر اینکه باعث شد تا به سرعت مراحل تلمذ را بپیماید به همین سرعت نیز مورد توجه حکام شیفته ی شعر شاعران مدیحه گوی وقت قرار گرفت. ظاهراً قصیده ی او که با مطلع (ابن الشباب و آیه سلکا) آغاز می شود چنان مورد توجه قرار گرفت که از سوی هارون به بغداد دعوت شد و بعدها نیز چون از ابی تمام شاعر شهیر در باب نسب دعبل پرسیدند، وی در پاسخ گفت: « او فرزند (ضحک المشیب براسه فبکی) است». که نمایانگر درجه اعتباری و اهمیتی است که شعرای بزرگی چون  ابی تمام برای شعر او قائل بودند.

ج)- سومین ویژگی مهم، رنگ شیعی کلمات موزون و مقفای شاعر است که در جای جای دیوان او با شدت و ضعف درخششی دیگر دارد. وی در باب تشیع سخن ها دارد و از ماجرای امامت و رهبری به صراحت سخن رانده و در باب رثای اهل بیت عصمت و طهارت کار را به منتهای درجه ذوق و لطافت رسانده است. رثاء در نزد او به قدری کمال یافته که بر اساس روایاتی«تائیه»  او سه بار هشتمین امام معصوم شیعیان را از خود بی خود می سازد:

فآل رسولِ اللهِ نُحفٌ جسومهم

و آل زیادٍ غُلَطُ القصرات!!

بنات زیادٍ فی القصور مَصونهٌ

و آل رسولِ اللهِ فی الفلواتِ

و در همین حال است که داغ دل مصیبت زدگان را با بشارت به ظهور امام عصر (عج) مرهم      می نهد:

فلولا الذی أرجوهُ فی الیومِ أو غدٍ

تَقَطَعَ قلبی إثرَهم حَسَراتِ

خروج إمامٍ لا محالهَ خارجٌ

یقوم علی اسمِ اللهِ و البرکاتِ

یُمَیِزُ فینا کلَ حقٍ و باطلٍ

و یجزی علی النَعماء و النَغَماتِ

با این همه بسیارند  جنبه های دیگری از حیات و شخصیت او که بایستی با تأمل بیشتری مورد مداقه قرار گیرند. و هنوز بسیارند قضایایی در زندگی او که از نقطه نظر تاریخی در هاله ای از ابهام قرار دارند.

و در نهایت مناسب است ضمن قدر دانی و تشکر از کلیه ی دست اندرکاران برپایی این مجمع به خاطر این خدمت ارزشمند قطعه ای از شاعر خزاعه را یادآور شویم که خود سخن از حالت درونی خود گفته است:

نفسی تنافسنی فی کل مکرمه

الی المعالی، و لو خالفتها أَبت

و کم وطئت علی احشاء متعبه

للنفس، کانت طریق اللین و الدعه

و کم زحمت طریق معترضا

بالسیف ضیفا فادانی الی السعه

و الجود یعلم انی منذ عاهدنی

ما خنته وقت میسوری و معسرتی

و الضیف یعلم انی حین یطرقنی

ماضی الجنان، علی کفی و مقدرتی

قال العواذل اودی المال، قلت لهم

ما بین اجر القا و محمده

أفسدت مالک قلت: المال یفنی

اذا بخلت به، الجود مصلحتی

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

سید محمد خاتمی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

در کنگره ی بزرگداشت دعبل خزاعی علاوه بر شخصیت های فرهنگی و ادبی ایران،      شخصیت هایی از چند کشور اسلامی دیگر، چون: «دکتر صلاح صاوی» از ادبا و محققان جهان اسلام، «دکتر وجیه فانوس» رئیس دانشکده ی ادبیات دانشگاه لبنان، «دکتر عبدالکریم الاشتر» یکی از اساتید دانشگاه سوریه.

 اما شخصیت های بارز علمی و اجرایی کشورمان که در کنگره شرکت داشتند: «آیت الله موسوی جزایری» نماینده ی محترم ولی فقیه و امام جمعه ی اهواز، آقای «صباح زنگنه » معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای «تولائی» استاندار خوزستان، «آیت الله سید علی شفیعی» حاکم شرع و رئیس کل دادگستری های خوزستان، آقای «نفیسی» مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و گروهی دیگر از صاحب نظران کشور.

در مراسم افتتاحیه ی کنگره حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده ی ولی فقیه و امام جمعه ی اهواز طی سخنانی فرمودند:

« در عصری که به خاطر تشتت آراء و عقاید و عنوان مکاتب فلسفی و شعارهای انحرافی، شناخت راه حق دشوار بود و خلفای جور، شدیدترین ضربات را بر پیکر حق وارد می کردند و به جرم گفتن پیام حق، بزرگواران بسیاری را زبان بریدند و بسیاری را به بند کشیدند، یا تبعید کردند، دعبل خزاعی سر برآورد و با نیش زبان خود بر خلفای جور تاخت». آیت الله موسوی جزایری همچنین ابعاد شخصیت علمی، ادبی و مذهبی دعبل خزاعی را مورد بررسی قرار دادند.

در ادامه ی کار کنگره آیت الله سید محمد باقر حکیم سخنگوی مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق طی سخنانی اظهار داشت: «پیروزی انقلاب اسلامی شروع دوباره ی تدین، مذهب و    مذهب گرایی را نوید داد.

وی همچنین اظهار داشت: «مذهب مرزهای قومیت گرایی را شکسته و می تواند در تعیین حق و باطل نقش داشته باشد و توجه جمهوری اسلامی به مسائل کشورهای مسلمان نمونه ی بارز این موضوع است».

آن گاه دکتر عبد الکریم الاشتر از کشور سوریه به ایراد سخن پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود گفت: «قضاوت در مورد دعبل باید خارج از گستره ی هنری و در زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی صورت گیرد. پایداری او در مبارزه ی تمسک به حق و دفاع از مظلوم از ویژگیهای شعر اوست...

صدای دعبل در چارچوب و فضای هر سیستم سیاسی و اجتماعی روی زمین طنین افکن است و شعر او دارای قدرت روح، حرارت تفکر، تابش وجدان، توان درنگ و تأمل در اشیاء و ترسیم زیبایی آنهاست...».

در ادامه ی این همایش آیت الله سید علی شفیعی یکی از معروف ترین علما و فضلای استان، پیرامون ابعاد شخصیت دعبل خزاعی گفت: « دعبل بن علی خزاعی بی گمان یکی از مفاخر برجسته و اندیشمندان ارزشمند است که نه تنها مفخره ی جهان علم و ادب، تاریخ، لغت، شعر، هنر، حدیث و ... بوده، بلکه می توان او را در زمره ی مورخان بزرگ و صاحب نظران مبرز به شمار آورد.

کما اینکه وی به حق در طلیعه ی مجاهدان فی سبیل الله حامیان مذهب و علم و شهدای راه شرف و آزادی است».

در دومین روز کنگره حجت الاسلام همتی خراسانی نماینده ی ولی فقیه در دانشگاه شهید چمران و علوم پزشکی [جندی شاپور] به ایراد سخن پرداخت.

آشنایی مختصر با زندگی و آثار ابن سکیت دورقی اهوازی

 

ابو یوسف یعقوب بن اسحاق (244- 186 ق / 858- 802 م):

لغوی، نحوی و راوی ایرانی تبار شیعی، سکیت لقب پدر وی «اسحاق» بود که به سبب افراط در سکوت بدان ملقب گردید. ابن سکیت در دورق [شادگان امروزی] یکی از شهرهای خوزستان به دنیا آمد و سپس همراه خانواده ی خود راهی بغداد شد.

پدر وی نیز مردی عالم در نحو و به ویژه در لغت و شعر بود. از اصحاب علی بن حمزه بن عثمان کسایی (از نامدارترین نحویان کوفه) به شمار می رفت. او علاقه ی وافری به تحصیل فرزند خود داشت و شاید انگیزه ی مهاجرت او به بغداد نیز همین باشد.

ابن سکیت از مجلس درس استادانی چون ابو عمرو شیبانی، کسایی، لحیانی(علی بن حازم و یا ابن مبارک)، فراء (ابو زکریاء یحیی بن زیاد دیلمی)، اثرم (علی بن مغیره)، قطرب (محمد بن مستنیر)،     ابن اعرابی (ابو عبدالله محمد بن زیاد اعرابی) و نصران خراسانی بهره برد. مدتی را نیز به منظور آشنایی بیشتر با زبان فصیح و اصیل عربی به رسم آن روز در صحرا نزد بدویان گذراند و چون به بغداد بازگشت، ضمن بهره گرفتن از محضر دانشمندان و فضلای عصر، به تعلیم و تربیت کودکان پرداخت. سپس آموزش فرزندان بزرگان، از جمله: فرزندان محمد بن عبدالله بن ابی طاهر و متوکل خلیفه ی عباسی را بر عهده گرفت.

وی حتی به هنگام تدریس رشته های گوناگون ادب مانند: نحو، لغت، شعر، روایت و علوم قرآنی، باز از دانش آندوزی دست نکشید و دیری نپایید که به جرگه ی دانشمندان عصر خود همچون:             ابن اعرابی و ابوالعباس ثعلب پیوست و به عنوان یکی از بزرگ ترین لغت شناسان و سخن سنجان  شناخته شد. «یاقوت حموی» او را پس از ابن اعرابی سرآمد همه ی لغویان خوانده و «ابوالطیب لغوی» علم کوفیان را منتهی به او دانسته و در کار تألیف از «ثعلب» برتر شمرده است. «ابن تغری بردی» او را علامه خوانده است. با این که دانش وی در لغت این چنین مورد ستایش قرار گرفته، ولی او چیره دستی خود را در علم نحو می دانسته است.

 ابن سکیت علاوه بر فعالیت های چشمگیر در نحو و لغت، در نهضت گردآوری و تدوین اشعار عرب که از نیمه ی دوم سده ی دوم قمری با رغبتی فزاینده آغاز شده و تا اواخر سده ی سوم با شور و شوق در شهرهای بصره، کوفه و بغداد ادامه یافته بود، نقش بسیار مهمی بر عهده داشت. او که شاگرد «اصمعی» و «ابوعبیده محمد بن مثنی» بود و از آن دو پیشگام این نهضت روایت می کرد، در ادامه ی کار آنان به گردآوری دیوان ها و آثار پراکنده ی بسیاری از شعرای کهن همت گماشت از جمله  «امرؤ القیس»،   «زهیر بن ابی سلمی»، «نابغه ذبیانی»، « اعشی»، «عنتره ابن شداد»، «طرفه بن عبد»، «عمر بن کلثوم» و بسیاری دیگر از شعرای اسلامی و اموی، که ذخایر گرانبهایی برای ادبیات عرب محسوب

 می شدند و بیم فراموشی و نابودی آنها می رفت.

وی افزون بر گردآوری این آثار، به شرح و تفسیر برخی از آنها تیز پرداخت. کمتر دیوانی وجود دارد که آن را روایت (شفاهی و یا کتبی) یا شرح و تفسیر نکرده باشد. او با حفظ این ذخایر گران بها از خطر نابودی، خدمت ارزنده ای به ادبیات عرب کرد و به جرأت می توان گفت که در مقایسه با همگنان خود بیشترین سهم را در این کار داراست.

ابن سکیت که به سنت پیامبر و عقاید دینی خود بسیار پایبند بود، افزون بر گردآوری و تدوین اشعار به جمع و نقل روایات دینی نیز پرداخت. «ذهبی» او را بسیار دیندار و نیکوکار خوانده است و برخی منابع دیگر اشاره کرده اند وی حتی جان بر سر عشق اهل بیت نهاد. «نجاشی» او را از نزدیکان و خاصان    امام محمد تقی (ع) و امام علی النقی (ع) به شمار می آورد و به روایت او از امام محمد تقی (ع) اشاره می کند. علاوه بر این در برخی روایات، از ملاقات وی با علی بن موسی الرضا (ع) سخن رفته است. او در نقل روایت مورد وثوق و اعتماد علمای علم رجال است.

شاگردان بسیاری از وی بهره برده اند و معروف ترین آنها از این قرارند:

«ابو البشر بند نیجی»، «ابوطالب مفضل بن سلامه» (مؤلف کتاب الفاخر و کتاب العود و الملاهی)، «ابو سعید سکری»، «ابو حنیفه دینوری» (مؤلف کتاب های الشعر و الشعراء، الفصاحه، النبات، اخبار الطوال و الوصایا)، «المعتز بالله» و «مؤید» (فرزندان متوکل عباسی)، «محمد بن عبدالله بن طاهر»، «محمد بن فرج مقری»، «محمد بن عجلان اخباری»، «میمون بن هارون کاتب»، «حرانی» و «ابو عکرمه ضبی».

ابن سکیت شعر نیز می سرود. «ذهبی» شعر او را ستوده است. حدود بیست بیت از اشعار وی در آثار «ابو حیان توحیدی»، «خطیب بغدادی»، «شمشاطی»، «ابن خلکان»، «ابن شاکر» و «ابو حیان قرناطی» ذکر شده اند.

هنگامی که ابن سکیت به سامرا رفته بود، در ثار

آنجا مورد توجه «عبدالله بن یحیی بن خاقان» قرار گرفت. چون «عبدالله»، «متوکل» را از مقام علمی وی آگاه کرد، خلیفه او را به کار تعلیم و تربیت فرزندان خود «معتز» و «مؤید» گماشت. وی با آن که برخی او را از رفتن به دربار متوکل یر حذر داشتند، و به رغم تعصب شدیدی که در تشیع به او نسبت می دهند، مدتی را در دربار متوکل گذراند و به گفته ی ذهبی ماهیانه 2000 درهم دریافت می کرد و افزون بر آن گاه از پاداش های گران بهایی نیز بهره مند می شد؛ چنان که در مجلسی، خلیفه پنجاه هزار درهم به او بخشید. او به تدریج چنان مورد توجه خلیفه قرار گرفت که در شمار ندیمان وی درآمد.

به تأیید اکثر منابع علت قتل او اظهار محبت شدید نسبت به خاندان امام علی (ع) در برابر متوکل بود که پرسیده بود: «فرزندان من معتز و مؤید نزد تو عزیزترند یا حسن و حسین فرزندان علی»؟ او با این که تقیه می کرد، اختیار از کف داد و در پاسخ گفت: «قنبر خادم امام علی (ع) از تو و فرزندان تو برتر است».

 متوکل از این گفته چنان برآشفت که در دم دستور داد زبان وی را از فقا بیرون کشیدند. اما برخی از

 منابع علت قتل او را سرپیچی از فرمان خلیفه دانسته اند که از او خواسته بود به مردی قریشی ناسزا بگوید. به هر تقدیر علت اصلی قتل وی همانا اختلافات مذهبی- سیاسی آن زمان، خاصه شیعه ستیزی متوکل بود.

احتمالاً ماجرای قتل وی نقشه ای بوده است از پیش تدارک دیده شده. بخصوص که گویند بی درنگ ده هزار درهم دیه ی او را به خانواده ی وی پرداختند و نیز اشاره شده که همیشه گروهی در پی تحریک متوکل بر ضد او بودند. در تاریخ شهادت او میان (243 و 244 و 246 ق) اختلاف است. ولی به نظر می رسد تاریخ شهادت وی روز دوشنبه پنجم رجب سال (244 ه.ق) می باشد.

 

آثار چاپی:

1-  اصلاح المنطق: کتابی است در لغت که از معروف ترین آثار اوست و تا دیرگاهی پس از وی توجه و ستایش علمای لغت را برانگیخته و مورد استناد آنان بود. مؤلف در این کتاب بسیاری از واژه های عربی را به صورت صحیح آن ضبط کرده و آنها را از جنبه های صرفی، فصاحت و عدم فصاحت، نادر یا شاذ بودن و ... مورد بررسی قرار داده است. این اثر از معتبرترین کتاب های لغت (زبان) به شمار    می رود و شرح ها و تلخیص های گوناگونی که بر آن نوشته شده، گواه این مدعاست. «سزگین» به تفصیل در مورد شرح ها، تلخیص ها و ردیه های آن بحث کرده است. این اثر نخستین بار در قاهره (1368 ق/ 1949 م) به کوشش «عبدالسلام هارون» و «احمد محمد شاکر» به چاپ رسید و در سال (1956 م) نیز همان جا تجدید چاپ شد. از سوی انتشارات آستان قدس رضوی نیز در سال (  13 ه.ش) به چاپ رسید.

2-  الاضداد: این اثر که به شرح معانی متضاد کلمات پرداخته است در سال (1912 م) به کوشش «اگوست هافنر» به همراه دو اثر دیگر از «اصمعی» و «سجستانی» با عنوان «ثلاثه کتب فی الاضداد» در بیروت به چاپ رسید و در سال (1980 م) نیز همان جا تجدید چاپ شد.

3-  الالفاظ: کتابی درباره ی واژه های متشابه و در 148 فصل می باشد. روش کار ابن سکیت در این اثر براساس تقسیم بندی موضوعی است، مانند: الغنی و الخصب، الفقر و الجدب، الجماعه، الکتاب و.... «ابن قتیبه» بیشتر این فصول را در کتاب «ادب الکاتب»خود بدون اشاره به اثر و نام ابن سکیت آورده است. این کتاب در بیروت با عنوان «تهذیب الالفاظ» به همراه اضافاتی از نسخه های گوناکون (1896- 1898 م)به چاپ رسیده است. نام دیگر این کتاب «کنز الحفاظ» می باشد و گویا با کتاب «ازهری» به همین نام و در 30 جلد، یکی نیست. «مختصر تهذیب الالفاظ» نیز با تعلیقاتی از «شیخو» به سال (1897 م) در بیروت به چاپ رسیده است.

4-    القلب و الابدال: این کتاب در سال (1903 م)به کوشش «آگوست هافنر» در بیروت و سال

 (1903 م) در لایپزیک در مجموعه ای به نام «الکنز اللغوی فی اللسان العربی» و نیز در سال   (1978 م) با عنوان «الابدال» به کوشش «محمد شریف» در قاهره به چاپ رسیده است.

5-  شرح دیوان الحطیئه : نخستین بار، سال (1958 م) در قاهره منتشر شد و در (1987 م) به کوشش «نعمان محمد امین طه» بار دیگر به چاپ رسید.

6-    شرح دیوان الخنساء: سال (1986 م) در بیروت به کوشش «لویس شیخو»  چاپ شد.

7-     دیوان طرفه بن عبد به روایت ابن سکیت: به کوشش «احمد بن امین شنقیطی» در قازان  (1909 م) به چاپ رسید.

8-  شرح دیوان عروه بن ورد: این کتاب نخستین بار در (1923 م) ضمن مجموعه ای شامل 5 دیوان در قاهره و بار دیگر به کوشش «عبد المعین الملوحی» در دمشق تجدید چاپ شد.

9-    شرح دیوان قیس بن خطیم: به کوشش «کووالسکی» در لایپزیک (1914 م) به چاپ رسید.

10-شرح دیوان مزرد: به کوشش «خلیل ابراهیم عطیه» در بغداد (1962 م) چاپ و منتشر شد.                       

11-شرح دیوان نابغه ذبیانی: نخستین بار (1968 م) به کوشش «شکری فیصل» در بیروت و نیز به کوشش «محمد طاهر بن عاشور» (1976 م)   در تونس به چاپ رسید.

 

آثار خطی:

1-    البحث: سه نسخه از آن در «دار الکتب» (قاهره) و یک نسخه ی دیگر در کتابخانه ی «تیموریه» موجود است.

2-    المقصور و الممدود: نسخه ای از آن در کتابخانه ی آستان قدس رضوی وجود دارد.

 

آثار منسوب:

 

1-    الابل

2-    الاجناس الکبیر

3-    الارضین و الجبال و الاودیه

4-    الاصوات

5-    الامثال

6-    الانساب

7-    الانواع

8-    الایام و اللیالی

9-    البیان

10-التصغیر

11-التوسعه فی کلام العرب

12-خلق الانسان

13-الدعاء

14-الزبرج

15-السرج و اللجام

16-سرقات الشعرا و ما تواردوا علیه

17-الطرق

18-الطیر

19-فَعَلَ و أفعَلَ

20-المثنی و المبنی و المکنی

21-المذکر و المؤنث

22-معانی الابیات

23-معانی الشعر الکبیر

24-معانی الشعر الصغیر

25-النبات و الشجر

26-النوادر

27-الوحوش

28-الحشرات

29-ما جاء فی الشعر و ما حُرف عن جهته

 

 

رجوع شود به:

1-  دائره المعارف بزرگ اسلامی ج 3، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی، تهران، مرکز دائره المعارف بزرگ اسلامی، ص 698-696 مقاله ی ابن سکیت به قلم عنایت الله فاتحی نژاد چاپ چهارم 1383 ش.

2-    ابن سکیت اللغوی، تألیف محی الدین توفیق ابراهیم، از انتشارات دانشگاه بغداد، چاپ اول 1969 م.

3-  سیری در زندگی و آثار ابن سکیت دورقی اهوازی، تألیف عبد الکاظم علی نژاد، انتشارات جمهوری اسلامی، تهران، زمستان 1374 ش.

4-  مقاله ی شخصیت اخلاقی ابن سکیت دورقی اهوازی (پاسخ به اتهامات دشمنان)، به قلم نگارنده، فصلنامه ی رویش اندیشه، ش: 3و4، سال اول- بهمن و اسفند 1372، ص 19- 18

5-    دانشوران عصر ناصری، جلد دوم، به قلم جمعی از دانشمندان

6-    تاریخ ادبیات زبان عربی، تألیف حنا الفاخوری، ترجمه ی عبدالمحمد آیتی، انتشارات توس، تهران، چاپ دوم 1368 ش.

 

نشست مقدماتی کنگره ی بزرگداشت

ابن سکیت دورقی اهوازی

 

گر چه کنگره ی ابن سکیت در دی ماه 1370 ش (از بیست و یکم تا بیست و سوم دی) برگزار شد، اما مقدمات برگزاری این کنگره از ماه ها پیش از آن تاریخ آغاز گردید. یکی از این مقدمات تشکیل نشست مقدمات کنگره در محل تالار اجتماعات شهر (شهرداری اهواز) بود.

این نشست، شهریور ماه و در پنجمین روز از هفته ی دولت با حضور «آیت الله سید علی شفیعی» که در آن زمان حاکم شرع و ریاست دادگستری خوزستان بودند، «حجه الاسلام سید صاحب موسوی» که نماینده ی شادگان در مجلس شورای اسلامی و همچنین آقای «غلامحسین نفیسی» مدیر کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند و نیز جمعی از اساتید حوزه و دانشگاه و گروهی از شاعران و    شخصیت های فرهنگی مانند: مرحوم «عبدالحسن کیا» سرگروه آموزشی تاریخ متوسطه استان خوزستان برگزار شد.

در این جلسه جزوه ای که به قلم نگارنده ی این سطور تهیه شده بود، میان حضار توزیع شد که در این جزوه، شخصیت و آثار ابن سکیت معرفی شده بود.

حجه الاسلام «سید عبد الصاحب موسوی» نماینده ی شادگان در مجلس شورای اسلامی طی سخنانی گفت: «... خوزستان ما، در طول تاریخ مظلوم بوده، منطقه ای که رجال علم و ادب، فقها و دانشمندان، نویسندگان و دیگر شخصیت های علمی آن دنیا را با نور علم خویش منور کرده اند، اما متأسفانه تمام آن شخصیت ها و بُعد فرهنگی این منطقه به دست فراموشی سپرده شده است. ما اگر بخواهیم این منطقه و وجود فرهنگی آن را زنده کنیم، ناچار از نقطه ی خاصی شروع کنیم و اینک زمان مناسب   فرا رسیده است ...». وی در خاتمه پیشنهادهای خود را مبنی بر چگونگی برگزاری کنگره ارائه نمود.

سخنران بعدی این این جلسه «آیت الله سید علی شفیعی» حاکم شرع و رئیس دادگستری استان خوزستان بود. ایشان درباره ی شخصیت ابن سکیت بیاناتی فرمودند که بخشی از آنها چنین است: «این شخصیت [ابن سکیت]، مقبول الطرفین است، هم جهان تسنن او را به شدت پذیرفته است و هم عالم تشیع، باید متوجه باشیم مسیر به گونه ای جامع الطرفینی باشد، زیرا یعقوب ابن اسحاق از نظر ادبی و لغوی و جهات مربوط به این دو به اندازه ای پیشرفته و ممتاز بود و حجت فن محسوب می شده که علمای عامه و مورخین و ادبا و لغویین عامه را به خود جذب کرده و هم به همان نسبت در میان علمای تشیع و شخصیت های مذهب جعفری جایگاه ویژه ای دارد». ایشان افزودند: «ابن سکیت خوزستانی است ولی به نظر بنده به جای آنکه بپردازیم به اینکه او شادگانی بوده یا اهوازی یا جای دیگر، اولی این است که در جنبه ی تشیع او، اولاً و بذات بحث کنیم زیرا این رجل عظیم هر چه دارد از مکتب     جواد الأئمه (ع) و امام هادی (ع) دارد».

ایشان افزودند: «همان علوم والایی که در اختیار او بوده و علمای اهل سنت را به خود جذب کرده و او را حجت فن دانسته اند، همان ها را از مکتب ائمه دریافت کرده است. لیکن، اهل سنت و جماعت   نمی خواهند بدان اعتراف کنند، مبادا سرمایه عظیم اهل بیت (علیهم الصلوة و السلام) متجلی شود. کما اینکه ابن سکیت مردی است متکلم و از علمای بزرگ علم کلام است، او مردی است فقیه، مردیست محدث و احادیث از اهل بیت سلام الله علیهم، روایت کرده است، ترجمه (شرح حال) وی را در «رجال» نجاشی که از کتب مستند فن است (فن رجال) رسماً او را توثیق می کند و تعدادی از مؤلفاتش را بیان می نماید و اگر ما به این مسئله عنایت داشته باشیم، بهتر می توانیم به مسائل دیگر و جهات دیگر در رابطه با ابن سکیت دورقی اهوازی نائل گردیم».

ایشان با اشاره به این که ابن سکیت با ائمه ی زمان خود ارتباط نزدیک داشته و در مورد معجزات پیامبران از ایشان سؤال نموده و پاسخ شنیده است، افزودند: «حضرت هادی (ع) به ابن سکیت پاسخ فرموده و معیار کلی معجزه را ارائه دادند که: معجزه از مسائل مهم علم کلام است».

ابن سکیت چنان میان علمای عامه موجه است که برخی از دانشمندان دانشگاه بغداد و رجال علمی، تز (پایان نامه) دکتری خود را در مورد بیوگرافی او نوشته و چاپ کرده اند و سخت به عظمت مقام علمی او معتقدند، اما ما باید بدانیم که این همه تألیفات (نحو، لغت، ادب، اشتقاقات، الاضداد و اطلاعات وسیع تاریخی و جغرافیایی وی، جملگی از مکتب اهل بیت بودند و همه از دریای بیکران علوم خاندان پیغمبر اسلام سرچشمه می گیرند؛ و البته به گونه ای باید در مورد شخصیت وی بحث کرد که    سرمایه ی علمی او برای عامه مردم قابل جذب باشد.

مسائل فراوانی در مورد این شخصیت هم از جهات عمومی و هم از نظر خصوصی هست، اما آن چه باید مورد توجه و اهمیت قرار گیرد، تشیع و علل شهادت اوست و این که در چه راهی به شهادت رسید؟ این که شهادت او چه تأثیری می گذارد و شهادت در مکتب اهل بیت (علیهم السلام) چه سرمایه ی عظیمی می باشد؟

ایشان در خاتمه ی سخنان خویش با امید به این که عنایات پروردگار و شفاعت روح ملکوتی           ابن سکیت نزد او، ما را در هر چه بهتر برپایی این کنگره یاری فرماید، موفقیت همه را از خداوند متعال خواستار شدند.

آخرین سخنران این نشست «حجه الاسلام و المسلمین دکتر سید مسلم فاخر» استاد  وقت دانشکده الهیات دانشگاه شهید چمران اهواز بودند که سخنان خود را به زبان عربی ایراد کردند.

ایشان گفتند: « صحبت در مورد ابن سکیت، موضوعی حساس و حیاتی است که به این کشور و این سرزمین و دانشمندان این مرز و بوم و جهان تشیع تعلق دارد.

مذهب تشیع، مذهب محدودی نیست. این مذهب برای عامه مردم است و هرگز خود را جدای از امت

 اسلام نمی داند. با این دیدگاه می توانیم نتیجه بگیریم که علمای این مذهب و ازجمله ابن سکیت به تبع از پیشوایان خویش دو صفت و دو بُعد بودند: الف) بُعد شمولی و عمومی و مردمی  ب) بُعد جهانی. ابن سکیت دانشمندی بود به معنای واقعی کلمه، در خدمت به اسلام و زبان اسلام (زبان عربی) که همان زبان قرآن است. و در این راه فعالانه تلاش نموده و سختی های زیادی متحمل شده و نزد بزرگان علم زبان هم چون «فراء» و «ابی عمر شیبانی» و «ابن الاعرابی» و «اسمعی» و استادانی دیگر به تلمذ و شاگردی پرداخته است».

وی سپس با اشاره به این که با ائمه ی زمان خود ارتباط کامل داشته است گفت: «ابعاد شخصیت       ابن سکیت، به خصوص در دو بُعد شیعی و مردمی او، سخن بیشتری را برای شناخت شخصیت او      می طلبد. هنگامی که از بُعد زبان و زبان شناسی، شخصیت او را بررسی می نماییم، در می یابیم که   ابن سکیت معلم، امانت دار و نگهبان توانای زبان بود. و همین بُعد و تلاش او در این زمینه باعث شد که در جهان شناخته شود ...».

او افزود: «مذهب تشیع در میان مذاهب اسلامی موجود در این جهان دارای انعطاف و نرمش است و امت اسلامی همانند آب دریایی است که در آن شنا می کنیم و هوایی است که در آن نفس می کشیم. برای مذهب تشیع هرگز امکان زندگی کردن جدای از ملت اسلام و جهان وجود ندارد. البته این انعطاف و همراهی به معنای عدول از مواضع اصولی نیست و ما باید در میدان های زندگی این جهان حقانیت خویش را به اثبات برسانیم. ما می باید با الهام از مکتب خود و با توانایی، از میدان های علمی، اجتماعی، فکری و فرهنگی به عنوان شیعه پیروز بیرون آییم. و ابن سکیت به عنوان یک فرد مسلمان شیعی مذهب به خاطر همین توانایی ها در جهان معروف گشت».

دکتر فاخر در ادامه با تأکید بر شناخت گسترده ی جهان از ابن سکیت  و هم چنین با عنوان این مطلب که جهان خارج ابن سکیت را بیشتر از ما می شناسد، گفت: «دانشمندان اروپایی به توانایی های زبانی او اعتراف می کنند و خدمات فرهنگی او را ارج می گزارند. به نحوی که یک فرد می تواند تألیفات    ابن سکیت را در لندن و یا پاریس یا هر یک از کشورهای دیگر اروپایی به آسانی به دست آورد و این در حالی است که در کشور ابن سکیت (ایران) انسان نمی تواند حتی یک اثر از آثار او را به دست آورد.

آثار ابن سکیت بسیار است و مهمترین آنها کتاب «اصلاح المنطق» است که علما به آن اشاره نموده و آن را معرف شخصیت او می دانند».

ایشان به برپا کنندگان نشست مقدماتی پیشنهاد کردند که به کنگره ی آینده بُعدی جهانی ببخشند و با دعوت از شخصیت هایی جهانی که ابن سکیت را می شناسند و به علم او آشنایی دارند کنگره ی آینده را پربارتر نمایند، شاید که این شخصیت ها بهتر از بسیاری از ماها بتوانند درباره ی او سخن گویند، زیرا در جهان و از جمله کشورهای عربی محققانی وجود دارند که درباره ی ابن سکیت و آثار او مطالبی نوشته اند.

وی در رابطه با ورود ابن سکیت به دربار متوکل عباسی گفت: «ورود او به دربار متوکل را، گمان     می کنم مأموریتی از سوی امام جواد و امام محمد تقی و امام علی النقی (علیهم السلام) بوده و این موضوع بعید به نظر نمی رسد زیرا شخصیت های شیعه ی زیادی چون «علی بن یقطین» و امثال او را داشتیم که در دربار هارون الرشید زندگی می کردند. و این احتمالاً به خاطر آگاهی یافتن از اوضاع و احوال دربار بوده، به ویژه که متوکل شدیدترین دشمن شیعه بوده و جنایات فراوانی را نسبت به مذهب تشیع وشیعیان و اهل بیت روا داشته است. از سوی دیگر برای تربیت فرزندان متوکل که به نظرم معتز و مؤید بودند و جذب آنان به سوی اهل بیت مؤثر بود».

وی در پایان با تأکید مجدد بر اهمیت و وسعت ابعاد جهانی و شیعی ابن سکیت گفت: «این نکته را    یاد آور می شوم که تلاش ما برای شناخت ابن سکیت نمی باید کمتر از تلاش دیگر شخصیت های جهانی باشد. محققین جهان و از جمله علمای سنی مذهب تحقیقات گسترده ای درباره او داشته اند، پس باید مجلس بزرگداشت او را به نحوی برگزار کنیم که در خور شأن این شخصیت دانشمند باشد».

«پیام وزیر»

پس از قرائت پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده ی ولی فقیه و امام جمعه ی اهواز، سخنان خویش را آغاز کردند. ایشان پس از خیر مقدم به میهمانان کنگره و تشکر از مؤسسین و بانیان آن، هدف از برگزاری چنین همایش هایی را علاوه بر بزرگداشت   شخصیت های مورد نظر، عبرت آموزی و تربیت نفوس ذکر کردند.

وی در بخش پایانی پیام خویش، به تحلیل شخصیت علمی- دینی و فرهنگی ابن سکیت و علل شهادت او پرداختند.

پس از ایشان حضرت آیت الله سید علی شفیعی پشت تریبون قرار گرفتند. ایشان به عنوان یکی از اعضای کمیته ی علمی کنگره از ماه ها قبل زحمات زیادی را متحمل شده بودند و در جلسات این کمیته که گاهی تا پاسی از شب ادامه پیدا می کردند، حضور مستمر داشتند، وی موضوع مقاله ی خویش را در ارتباط با روایاتی گذارد که ابن سکیت از ائمه ی اطهار (علیهم السلام) نقل کرده بود و نیز تحقیقی در اسناد افرادی که در سلسله ی سند این روایات قرار داشتند؛ لازم به یادآوری است،     ابن سکیت از سه امام- امام رضا(ع) به بعد- روایاتی دارد.

سخنران بعدی جناب آقای دکتر یادگاری بودند و سخنرانی خویش را تحت عنوان «ابن السکیت بسیجی مبارز، مؤمن، راستگو» ایراد کرد. ایشان ویژگی های ابن سکیت را در چند محور ذکر کردند و به تشریح آنها پرداختند. محورهای مزبور از این قرارند:

1-    ابن سکیت علاقه ی شدیدی به ترقی و رسیدن به درجات بالا داشت.

2-    سکیت مردی پرحرف و یاوه گو نبود.

3-    ابن سکیت مردی باتربیت بود.

4-    ابن سکیت مردی بسیار باهوش و حافظه و استعداد بود.

5-    ابن سکیت دانشمندی ورزیده و توانا بود.

6-    ابن سکیت معلمی واقعی و با شخصیت بود.

7-    ابن سکیت مسلمانی واقعی، دوستدار حقیقی خاندان علی (ع) بود.

8-    ابن سکیت یک سیاستمدار، یک بسیجی از جان گذشته بود.

9-  ابن سکیت شهیدی است جاوید که در راه ایمان و عقیده ی اسلامی و در راه عشق و محبت به فرزندان زهرا (س) جگر گوشه ی پیامبر (ص) جان خود را فدا کرد.

پس از جناب آقای دکتر یادگاری نوبت جناب آقای دکتر محمد علی شیخ، رئیس وقت دانشکده ی ادبیات دانشگاه شهید بهشتی تهران رسید. موضوع سخنرانی ایشان «شرح حال ابن سکیت» بود.         وی در ابتدا از منابع و مآخذ مهمی یاد کردند که درباره ی زندگینامه ی ابن سکیت مطالبی را ذکر کرده اند؛ سپس به معرفی آثار ابن سکیت پرداختند، به ویژه درباره ی کتاب گران سنگ «اصلاح المنطق» و نسخ خطی و نیز چاپ های متعدد این اثر به تفصیل سخن گفتند. دکتر محمد علی شیخ همچنین نمونه هایی از سخنان دانشمندان درباره ی ابن سکیت را نقل کردند.

بخش دوم کنگره در اولین روز با سخنرانی جناب آقای دکتر شیخ و سپس خواندن اشعاری به پایان رسید. هیئت رئیسه ی این بخش را آقایان: دکتر فاخر، دکتر انوار، دکتر شهابی و دکتر علوی مقدم برعهده داشتند.

کار کنگره در روز شنبه 21/10/70 در ساعت 15 بعد از ظهر با سه سخنرانی ادامه یافت.

هیئت رئیسه ی این جلسه از: حضرت آیت الله سید علی شفیعی، دکتر شانه چی، دکتر غفرانی و دکتر سلمی متشکل بود.

نخستین سخنران بعد از ظهر آقای علوی مقدم عضو هیئت علمی دانشکده ی ادبیات دانشگاه مشهد بودند که مقاله ی خویش را تحت عنوان «ابن سکیت و لغات اضداد» ارائه نمودند. ( لغات اضداد، لغات متضاد المعنی دارای دو معنای ضد یکدیگر می باشند؛ مانند: قسط که هم به معنای عدل است و هم به معنای ظلم). ایشان نمونه هایی از این لغات را ذکر کردند و به توضیح آنها پرداختند.

دومین سخنران جلسه ی بعد از ظهر، زنده یاد حجت الاسلام و المسلمین دکتر شانه چی بودند که بحثی پیرامون یک شخصیت بزرگ و نامدار خوزستانی و از یاران ائمه ی اطهار (علیهم السلام) قرار دادند. این شخصیت «حسین بن سعید اهوازی» از معاصرین ابن سکیت بود.

سومین سخنران نخستین روز کنگره جناب آقای دکتر فاتحی نژاد بود که مقاله ی خویش را تحت عنوان «نقش ابن سکیت در روایت شعر» نوشته بودند. ایشان که در جلد سوم دائره المعارف بزرگ اسلامی نگارش زندگینامه ی ابن سکیت را بر عهده داشتند، در مقاله ی خویش به تشریح تلاش های پرثمر ابن سکیت پرداختند. تلاش هایی که برای گردآوری و روایت اشعار شاعران قرون پیش از زمان خود متحمل شد. ایشان ضمن بیانات خویش به مقایسه ی مکاتب ادبی کوفه و بصره در زمان            ابن سکیت پرداختند و نقاط قوت و ضعف هرکدام را بیان کردند.

آخرین سخنران روز شنبه زنده یاد مرحوم آیت الله سید محمد جزایری بودند. وی مقاله ی خویش را  با عنوان «ابن سکیت شهید العقیده و رجل الدین و العلم» به زبان عربی ارائه نمودند و ابن سکیت را از مصادیق دو آیه از آیات قرآن دانستند. یکی آیه ی: «... یرفع الله الذینَ ءَامنوا منکم  و الذین أوتوا العلم درجات...». (سوره ی مجادله آیه ی 11) و دیگری آیه ی: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءٌ عند ربهم یرزقون». ( سوره آل عمران آیه ی 169).

مرحوم آیت الله جزایری در این مقاله گزارشی از زندگی ابن سکیت و مقام و منزلت علمی و ادبی وی و نیز آثار این عالم بزرگ ارائه دادند.

کنگره در روز دوم (یکشنبه 22/10/1370) از ساعت 30/8 به کار خود ادامه داد.

هیئت رئیسه ی جلسه ی صبح را آقایان دکتر محمد علی شیخ، دکتر محتشمی، دکتر نصر الله امامی و دکتر شکیب انصاری تشکیل می دادند.

اولین سخنران حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای دکتر مسلم فاخر عضو هیئت علمی آن وقت دانشکده ی الهیات دانشگاه شهید چمران اهواز بودند با مقاله ای تحت عنوان «جلوه هایی از زندگی عربی در کتاب القلب و الابدال ابن سکیت» که به زبان عربی ارائه کردند.

دکتر فاخر- همانگونه که از عنوان مقاله ی ایشان پیداست- به جلوه های زندگی اعراب آن زمان بر اساس کتاب ابن سکیت پرداختند.

دومین سخنران صبح یکشنبه جناب آقای دکتر محمد فاضلی، مقاله ی خویش را تحت عنوان «با ابن سکیت در دو اثر معروفش (اصلاح المنطق) و (الالفاظ)» ارائه دادند. این مقاله را در حقیقت باید کارشناسانه ترین مقاله ی ارائه شده به کنگره دانست. جناب آقای دکتر فاضلی به بررسی دقیق دو اثر فوق الذکر ابن سکیت پرداختند.

سخنران بعدی عبد الکاظم علی نژاد (نگارنده) و عضو کمیته ی علمی کنگره ی ابن سکیت با عنوان مقاله ی «اخلاقیات ابن سکیت» بود.

در این مقاله از خصوصیات ابن سکیت و خانواده ی وی، علاقه ی شدید به فراگیری علم دانسته شد؛ به عنوان مثال: علت اصلی مهاجرت این خانواده به بصره و بغداد شوق به علم اندوزی بیان شده است.

دومین خصوصیت ابن سکیت تواضع و فروتنی وی- هم در برابر استادان و هم در برابر شاگردان- بود. در این زمینه نیز مثال هایی متعدد ذکر گردید.

بخش دیگر مقاله به دفاع از ابن سکیت در برابر بعضی از اتهامات ناروا مانند: بدبینی وی نسبت به مردم روزگار خویش تعلق داشت.  

از خصوصیات اخلاقی ابن سکیت به ظلم ستیزی وی اشاره شد.

مقاله ی بعدی تحت عنوان: «ابن سکیت و مصطلح ذوات الثلاثه و ذوات الاربعه فی النحو» بود که توسط استاد دکتر محمد غفرانی عضو هیئت علمی دانشکده ی زبان و ادبیات عرب دانشگاه تهران به زبان عربی ارائه گردید. ایشان در این مقاله به تشریح نظرات ابن سکیت در کتاب «اصلاح المنطق» پیرامون افعال معتل و اجوف و افعال معروف به معتل ناقص پرداخت و اختلاف رأی کوفیان و بصریان را در این باب بیان کرد.

سخنران بعدی جناب آقای دکتر سید کاظم روحانی استاد تاریخ دانشگاه شهید چمران اهواز بود که تحت عنوان: «بررسی تاریخی عصر ابن سکیت» انجام شد. با توجه به حساسیت دوران ابن سکیت که از زمان هارون الرشید شروع و تا زمان متوکل عباسی ادامه یافت، و حوادث تاریخی و قیام های متعدد در این برهه از زمان، ارائه ی بحث فوق ضروری می نمود.

آخرین سخنرانی کنگره در صبح روز یکشنبه به وسیله ی آقای دکتر محمود حائری (صاحب الفصول) بود که تحت عنوان: «ابن سکیت قهرمان مبارزه ی فرهنگی» ارائه شد.

ایشان عقیده داشتند که با توجه به استبداد حاکم و عدم اختیار مورخین آن دوران، ابعاد مبارزاتی و جهاد فرهنگی ابن سکیت مورد بحث قرار نگرفته است و پیشنهاد کردند که تلاش وسیع فرهنگی و علمی برای نگارش مجدد تاریخ صدر اسلام صورت گیرد.

کنگره در بعد از ظهر روز یکشنبه 22/10/1370 به کار خود ادامه داد. هیئت رئیسه ی جلسه از آقایان دکتر فاضلی، دکتر کریمی، دکتر ترابی، و دکتر محفوظی متشکل بود.

نخستین سخنرانی جلسه ی بعد از ظهر بر عهده ی جناب آقای دکتر محمود شکیب انصاری عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران اهواز قرار داشت که تحت عنوان «ابن سکیت شهید محبت اهل بیت (ع)» صورت گرفت.

ایشان پس از پرداختن به زندگی علمی و ادبی ابن سکیت، آثار علمی و ادبی و علت شهادت وی، سه احتمال را به عنوان دلیل راه یابی ابن سکیت به دربار متوکل مورد بررسی قرار داد: الف) ورود ابن سکیت به دربار متوکل از روی قصد و برنامه صورت گرفته است. ب) اینکه ابن سکیت مأموریت عقیدتی سیاسی داشت تا به مرکز قدرت و حکومت رخنه کند. ج) اینکه وی در پی جاه و در طلب رفاه مادی بود.

دکتر شکیب انصاری در پایان نتیجه گرفت با توجه به آخرین مقطع زندگی ابن سکیت که به شهادت وی انجامید، او نمی توانست به خاطر مادیات و جاه و مقام به دربار متوکل راه یافته باشد.

دومین سخنرانی تحت عنوان «ابن سکیت فی المیزان» به وسیله ی جناب آقای دکتر قیس آل قیس استاد دانشگاه شهید بهشتی تهران به زبان عربی ارائه شد.

ایشان سعی بر این داشتند که تلاش های علمی ابن سکیت و مقام ادبی و آثار متعدد وی را در ترازوی ارزیابی قرار دهند، نظر علما و صاحب نظران متعدد را درباره ی ابن سکیت نقل کنند، نسخ خطی از آثار ابن سکیت و محل نگهداری آنها و نیز آثار چاپ شده ی وی، محل چاپ آنها، تهذیب متعدد این آثار و نیز منابع و مآخذی را که درباره ی ابن سکیت بحث کرده اند مورد اشاره قرار دهند.

در بخش دیگری از کار کنگره، جناب آقای دکتر جعفر شعار با مقاله ای تحت عنوان «شخصیت دینی و اجتماعی ابن سکیت» به ایراد سخن پرداختند.

ایشان در ابتدای سخنان خویش ضمن تأکید بر این نکته که: «شخصیت ابن سکیت را از راه تتبع در آثارش باید شناخت و من این طریق را در پیش گرفته و از دریچه ی یکی از آثار او (که شرح دیوان حطیئه است) به مسأله نگریسته ام» به شرح این اثر ابن سکیت پرداختند.

پس از ایشان جناب آقای دکتر انوار، اشعاری درباره ی ابن سکیت قرائت کردند.

در پایان، نوبت به آخرین سخنران کنگره یعنی جناب آقای تبرائیان رسید که مقاله ی خویش را تحت عنوان «ابو یوسف یعقوب ابن اسحاق (ابن سکیت)» قرائت کردند، و به شرح گوشه هایی از زندگانی ابن سکیت پرداختند. وی در پایان عوامل زیر را در شهادت ابن سکیت مؤثر دانستند:

1-    عشق بیش از حد وی به خاندان رسالت و تعصب شدید او به تشیع.

2-    روایت از ائمه ی اطهار و سعایت کثیری از او نزد متوکل که شدیداً نسبت به اهل بیت کینه داشت.

3-    شیعه ستیزی متوکل.

4-    اختلاف مذهبی و سیاسی آن دوران.

در روز سوم کنگره، میهمانان به شادگان (زادگاه ابن سکیت) عزیمت کردند و در جمع شخصیت ها و شاعران شادگانی حاضر شدند. در آنجا اشعار زیادی از سوی شاعران محلی به زبان عربی قرائت شد.

از برنامه های جنبی کنگره می توان به اقدامات زیر اشاره کرد:

1-    انتشار چهار بولتن

2-    انتشار کتابشناسی ابن سکیت

3-    انتشار دو اثر از آثار ابن سکیت

4-    بازدید میهمانان از زادگاه ابن سکیت

5-    کلنگ زنی مجتمع فرهنگی ابن سکیت در شادگان

«کمیته های اجرایی کنگره ی ابن سکیت دورقی اهوازی»

1-  کمیته مدیریت و نظارت، متشکل از: جناب آقای غلامحسین نفیسی مدیر کل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و جناب آقای علی اکبر رکنی معاون اداره کل، مسئولیت دبیرخانه ی کنگره بر  عهده ی خانم مینا جهانگیری و مسئولیت حراست آن برعهده ی آقای هادی    قطبی زاده بود.

 

2-    مسئولیت کمیته ی بودجه برعهده ی آقایان محمد تقی سمیع و جواد اعتمادی.

 

3-    اجرایی و هماهنگی کمیته ها برعهده ی مدیر کل (آقای نفیسی).

 

4-    روابط عمومی.

 

5-    مسئولیت امور مالی و تدارکات برعهده ی آقای ابراهیم عندلی زاده.

 

6-    مسئولیت امور تبلیغات و انتشارات زیر نظر آقایان جاسم اسدیان و پرویز عزیزی.

 

7-    مسئولیت اسکان و پذیرایی برعهده ی آقای حسن کسرایی.

 

8-    مسئولیت امور سمعی و بصری را آقای فرج الله طالبی برعهده داشت.

 

نام کمیته ها و نام عوامل اجرایی آنها که زحمات زیادی را متحمل شدند، به منظور قدردانی از زحمات آنان ذکر گردید.

  

همایش

حکیم وفایی

شوشتری

 

آشنایی با حکیم وفایی شوشتری

 

حاج میرزا فتح الله فرزند ملا حسن فرزند علی بن حاج رحیم شوشتری، متخلص به وفایی است. تاریخ ولادت وفایی به درستی معلوم نیست، اما بنا بر آنچه که از بعضی نوشته ها استنباط می گردد، سال تولد وی احتمالاً (1208 ه.ق) می باشد.

اصل آن مرحوم از روستای «بُزیه» نزدیک شادگان کنونی است که در آن زمان به فلاحیه معروف بود. حاج رحیم، نیای اعلای وفایی که از علمای عصر خود بود، نخستین فرد این خاندان است که به شوشتر رفته و در آن شهر مسکن گزید. پس از درگذشت، پیکر وی در مقام سید صالح به خاک سپرده شد.  ملا حسن (پدر وفایی) از دوستان و یاران علامه ی بزرگوار شیخ جعفر شوشتری بود.

وفایی از شعرای به نام خوزستان است و اشعار او زبان زد خاص و عام می باشد، به ویژه «حدیث کساء» وی بسیار معروف بوده و در مجالس مذهبی توسط مداحان و اهل ذوق خوانده می شود.

وفایی شخصیتی ارزنده، شاعری نامدار، عالمی بزرگوار و مرشدی تمام عیار و باتقوایی است. حیات وی مصادف با پادشاهی «فتحعلیشاه»، «محمدشاه» و «ناصرالدین شاه» می باشد.

وی با آن که متعلق به دوره ی بازگشت ادبی است، اما گاهی هم وزن تازه ابداع، هم تعابیر بکر عرضه و هم موازین شعری را حفظ می کند و اسیر «گران آهنگی» و تنافر هم نمی شود.

       هر کس که شد گدای پیر می فروش                        جامش ز کاسه ی سر فعفور می شود

وفائی شاعری عارف، با اندیشه ای نو و تخیلی عمیق می باشد.

سید علی صالحی شاعر معروف، وی را چنین توصیف می کند:

«آفریننده ی سراج المحتاج که او را از زمرة اهل درد بر می شمردند، از عالمان و معلمان زبدة زمان خود بود و در دوران تدریس خود چه در شوشتر و چه در نجف شاگردان مستعد بسیاری را در سیر سواد تربیت کرد. می گویند میانه قامت، خوشروی، گاه بذله گوی و سخت دقیق و پرکار و خستگی ناپذیر می نمود، همواره سربندی [دستاری] به رنگ زرد و آبی توأمان بر سر می بست، چون شوشتریان امروز اهل قناعت و آرامش و تدبیر و تبسم بود. بردباری و صبوری او زبان زد خاص و عام، منور الصورت، با موی و محاسن حنائی، کم گوی و مجلس گریز، اما همواره با مردمان فقیر که معتقد بود بی مردم زیستن، مرگ معناست».

مرحوم وفایی در علم ریاضی و سایر علوم غریبه، ید طولایی داشت. وی خط نستعلیق و نسخ شکسته را نیکو می نوشت و به شغل صابون پزی نیز اشتغال داشت.

وفایی شوشتری نسبت به ائمه ی اطهار (ع)، عشق و ارادت خاصی داشت و به همین دلیل قسمت اعظم اشعار ایشان در مدح آن بزرگواران است.

                  

من   نکرده ام   شاعری   شعار                    بهر سیم و زر یا که افتخار

زد چه بر سرم عشق هشت و چهار                خویش را زدم من بشاعری

 

 

               می نوش که تا  زنده  جاوید  شوی          در  هر   دو  جهان   قبله  امید   شوی

               یک ساغر اگر خوری وفایی به خدا          از  سر   تا   پا   تمام   توحید   شوی

               نبود  بجز  از  مهر  علی  در  دل  من          از هر دو جهان همین بود حاصل من

               صد شکر که دست قدرت از روز ازل       با  مهر  علی  سرشته  آب  و  گل من

 

 

در بحث مربوط به جبر و اختیار، وفایی ضمن اعتقاد به فرمایش امام صادق (ع) که فرمودند: «لا جبر و لا تفویض بل أمراً بین الامرین» معتقد بود که در اختیار هم نوعی جبر ویژه نهفته است:

 

                    در بندگی خدای خود مأمورم          با آنکه هوای نفس را مقهورم

                    گویند که مجبور نئی مختاری          بالله که در اختیار هم مجبورم

 

بُعد دیگر اشعار وفایی مسأله ی آگاهی او بر دستگاه ها و گوشه های موسیقی اصیل ایرانی است. آنجا که می گوید:

 

به آهنگ «حسینی» مدح خاتون «حجاز» ی را

بصد «شور» و «نوا» خواهد بعالم رایگان  دارد

 

بر اهل فن پوشیده نیست که شور و نوا، هر دو از دستگاه های موسیقی اصیل ایرانی هستند و حجاز هم گوشه ای از ابوعطا است و حسینی نیز از گوشه های شور محسوب می شود که با هم ارتباط کامل دارند.

دیوان وفایی ده ها بار در بمبئی، تهران و اهواز چاپ شده است. دیوان وی شامل: رباعیات، غزلیات، مخمس ها و مثنوی ها است. از آثار چاپ شده ی وفائی کتاب «سراج المحتاج» در سیر و سلوک است که یک بار در سال (1294 ش) چاپ شد و بار دیگر به کوشش مرحوم حاج سید عیسی صافی مدیر انتشارات صافی اهواز در سال (1351 ش) به همراه «دیوان» وفائی هم به چاپ رسید.

«سراج المحتاج» به سبک گلستان سعدی به نثر و نظم نگاشته شد، اما شیوه ی خاص خود را دارد.       از آثار دیگر وفایی می توان «شهاب ثاقب» اشاره کرد که به امر حاج شیخ جعفر شوشتری (ره) تألیف شد و ملا محمد کریم خراسانی تمام آن را در کتاب «التنبیهات الخلیه» در سال (1352 ه) به چاپ رساند.

مرحوم وفایی کتاب «اطباق الذهب» را در سال (1271 ه.ق) در شوشتر تألیف نمود و ظاهراً این اثر تا کنون به چاپ نریسده و در کتابخانه ی مرحوم آیت الله سید محمد جزایری در تهران دیده شده است. مرحوم آیت الله حاج شیخ مهدی شرف الدین- یکی از علمای معاصر شوشتر- کتابی تحت عنوان «شرح حال علامه ادیب فقید وفائی» تألیف کرد و در سال (1320 ه.ش) از طرف انتشارات صدر تهران با جلدی نفیس در 139 صفحه به چاپ رسید.

تاریخ وفات وفائی به سال «1303 ه.ق» می باشد.

ملا اسماعیل فارسی در این باره ابیاتی دارد:

در هزار و سیصد و سه بود سال فوت او            زیبد این گوهر در مخزن خلد برین

 

نمونه هایی از اشعار وفائی:

 

                    این قوم که نام زهد بر خود بستند          از  زهد  ریائی  دل ما  را  خستند

                    زنهار   فریبشان   وفایی   نخوری           کاین قوم به ابلیس لعین همدستند

 

 

                    زاهد  که  ز کوی  معنی آواره شود            بگذار  اسیر  نفس  اماره   شود

                    ای کاش جهان به کام او می گشتی            تا پردة زهدِ کذب او پاره شود      

 

 

          بیار  می  بریز  هی  سبو سبو   بساغرم            نظاره  کن  بباطن  و  مبین  بزهد   ظاهرم

          زخیل عاشقان اگر نه برترم، نه کمترم            اگر که نیست باورت بگو که تا در آورم

 

زجیب خویشتن برون، نی و دف و رباب را

 

این اشعار نشان دهنده ی بیزاری وی از زهد خشک و تنفر او از ریا می باشد.

 

منابع:

 

-        شرح حال علامه ادیب فقید وفایی، تألیف: شیخ مهدی شرف الدین.

 

-        شوشتر در گذر تاریخ، تألیف: محمد تقی زاده، مؤسسه ی فرهنگی هنری بشیر علم و ادب، 1381.

 

 

-        ریحانه الادب فی الکنی و اللقب، تألیف محمد علی مدرس تبریزی، ج6 چاپ دوم.

 

-        الذریعه الی تصانیف الشیعه، تألیف: شیخ آقا بزرگ تهرانی، جزءهای 4-5-10-12-17.

 

 

-    فصل نامه فرهنگی- ادبی رویش اندیشه، سال دوم شماره 8 و9 آذر و دی 1373ش ویژه نامه وفایی شوشتری از جمله مقالات آقایان محمد بقالان و محمد حسین هدایت اهوازی.

«صفحه کنگره بزرگداشت حکیم وفایی شوشتری»

  

«فراخوان»

  

کنگره بزرگداشت حکیم وفایی شوشتری

(اهواز- 21 و 22 مهر ماه 73)

برنامه روز اول کنگره حکیم وفایی شوشتری- پنجشنبه 21/7/73

ردیف

شرح برنامه

زمان

ملاحظات

1

2

3

 

4

 

5

6

7

8

اجرای سرود جمهوری اسلامی

قرائت قرآن کریم

خیر مقدم و سخنرانی مدیر کل محترم ارشاد اسلامی خوزستان

سخنرانی استاندار محترم استان خوزستان

گزارش دبیر کنگره

شعر خوانی

پذیرایی و تنفس

شعر خوانی

00/9   تا  05/9

05/9  //  15/9

15/9  //  30/9

 

30/9  //  45/9

 

45/9  //  -/10

00/10   //  45/10

45/10   //  00/11 

00/11  //  00/12    

 

1

2

3

4

5

6

7

قرائت قرآن کریم

سخنرانی استاد شمس آل احمد

شعر خوانی

اجرای موسیقی و پذیرایی

برگزاری نماز مغرب و عشاء

شعر خوانی

شعر خوانی

00/16  //  05/16

05/16  //  30/16

30/16  //  30/17

30/17  //  00/18

00/18  //  30/18

30/18  //  30/19

45/19  //  30/20 

 

 

 

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان

« انجمن ادبی خروش کارون اهواز »

 برنامه دومین روز کنگره حکیم وفایی شوشتری- جمعه 22/7/73

ردیف

شرح برنامه

زمان

ملاحظات

1

2

3

4

5

6

قرائت قرآن کریم

سخنرانی امام جمعه محترم اهواز

شعر خوانی

مقاله استاد عبد الرضا قناد دزفولی

شعر خوانی

شرکت در مراسم نماز جمعه

00/9   تا  05/9

05/9  //  15/9

15/9  //  15/10

15/10  //  30/10

30/10  //  30/11

-

 

1

2

3

4

5

6

7

8

قرائت قرآن کریم

شعر خوانی

مقاله برادر حسین مطهر

 پذیرایی و تنفس

شعر خوانی

برگزاری نماز مغرب و عشا

اجرای موسیقی

شعر خوانی

00/16  //  05/16

05/16  //  05/17

05/17  //  20/17

20/17  //  30/17

30/17  //  00/18

00/18  //  30/18

30/18  //  00/19

00/19  //  30/20

 

 

 

اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان

« انجمن ادبی خروش کارون اهواز »

 

گزارشی از همایش حکیم وفایی شوشتری

 

بهتر است گزارش کار این کنگره را به نقل از ویژه نامه فصل نامه رویش اندیشه (سال دوم شماره 8 و 9 آذر و دی 1373) تقدیم کنیم: «... کنگره حکیم وفایی شوشتری در روزهای پنجشنبه و جمعه برابر با بیست و یکم و بیست و دوم مهر ماه هفتاد و سه در تالار شهر اهواز برگزار گردید. این کنگره که بهتر است آن را گرد هم آیی علاقمندان و شیفتگان فرهنگ بزرگ ایرانی، اسلامی و تشنگان مهر و وفای به تاراج رفته، نامید با تلاش بی وقفه و تحسین برانگیز انجمن ادبی خروش کارون اهواز پی ریزی و اجرا شد ... همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، استانداری، شهرداری و آقای سید [حسن] صفوی و ... در تشکیل و برپایی این گردهمایی جای سپاس و تشکر فراوان دارد ....

برنامه با تلاوت آیاتی از کلام نور افتتاح گردید. آقای [ابراهیم] سنایی مجری برنامه با قرائت ابیاتی از دیوان وفایی با خیر مقدم به حاضرین، از کلیه شعرا و نویسندگانی که از سراسر کشور به کنگره آمده بودند، تشکر کرد و از آقای حجه الاسلام [عبد الکریم] فرحانی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان برای سخنرانی دعوت نمود. آقای فرحانی با تشکر از حاضرین و همه علاقمندان به شعر و ادبیات گفت: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی با دریافت دستور العملی در سه ماه آخر سال هفتاد و دو با نظر استاندار محترم و بعد از طی مراحل قانونی شروع به فعالیت [مجدد] نمود ... ایشان با اشاره به  غنای فرهنگی و سابقه درخشان کشورمان، عنایت به این پشتوانه عظیم را برای مقابله با تهاجم فرهنگی ضروری دانست ... تمدن اسلامی در سایه کوششهای ایرانیان گسترش یافت و توانست ثمرات گرانبهایی را در اختیار بشریت قرار بدهد. پس رسالت دستگاههای فرهنگی معرفی چنین پیشینه ای است و انجمن مفاخر فرهنگی یا چنین هدفی تشکیل شد ....

آقای مهندس مقیمی استاندار محترم خوزستان دومین سخنران این کنگره بود ... آقای مقیمی در بخشی از سخنانش با اشاره به اهمیت شعر و جایگاه آن در آگاهی مردم گفت: شاعر می تواند به بیان ظریف خویش، با استفاده از آیات الهی، درد مردم و ظلم روا شده بر آنان را در چند بیت شعر به بهترین وجهی نشان دهد. اگر جهت و هدف شاعر خدایی باشد به اعلی علیین خواهد رسید. الحمد لله شعرای ما در خوزستان نظیر دعبل خزاعی، ابن سکیت، وفایی و شعرای معاصر و عزیزان حاضر در این جلسه همه سمت و سوی شعرشان الهی است.

آقای محمد بقالان (دبیر کنگره) دیگر سخنران اولین روز بود که سخنش را با بیتی از دیوان خواجه شیراز آغاز نمود.

             هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق            ثبت است بر جریدة عالم دوام ما

وی با خوشامد به شعرا و نویسندگان که دعوت کنگره را پذیرفته بودند از آنان تشکر کرد و تشکیل کنگره را حرکتی خود جوش و مردمی نامید که شعرای جنوب با اتکاء به خدا و یاری مردم، موفق به اجرای آن گردیدند و ادامه داد: یک شاعر خوب متعلق به یک عصر و یک نسل نیست بلکه متعلق به همه عصرهاست. ... من از مسئولین ارشاد اسلامی، انجمن [آثار] و مفاخر فرهنگی، حاج سید حسن صفوی- مردم بزرگوار و خیری که با راهنماییها و کمک های مالی ما را در اجراء این کار یاری دادند، همچنین از استاندار محترم و مهندس مکوندی، امام جمعه شوشتر، اصناف بازار و اعضای انجمن خروش کارون بویژه آقای سنایی که زحمات زیادی را متحمل شدند، تشکر و سپاسگذاری می کنم....

اکثر اشعار عرضه شده در کنگره ارتباطی با شخصیت وفایی نداشت از این نظر از نقل آنها خود داری می کنیم.

آقای محب زاده، شاعری از شوشتر- زادگاه حکیم وفایی- ... شعرش را تقدیم مقام کم نظیر وفایی نمود و او را چنین ستود:

به صفحه، خامه چو جولان کند بنام وفایی

دگر زپا ننشیند به احترام وفایی

ورق زدم به سرانگشت فکر دفتر گیتی

نوشته با خط زرین در آن دوام وفایی ..

بگو زشهر تو شوشتر بسی ادیب سخنور

نموده زینت دفتر همه پیام وفایی

بگو به جز ورقی سبز نیست هدیه (محب) را

ز صدهزار یکی گفته در مقام وفایی»

 

فهرست محققان و شاعران مشارکت کننده در همایش وفائی شوشتری

 1-    حسن آذریان (شعر)شوشتر

2-    شمس آل احمد (سخنرانی)

3-    خسرو احتشامی (شعر)اصفهان

4-    جلیل اکبری (شعر)

5-    حمید رضا اکبری (شروه- شعر)ماهشهر

6-    شقایق افشار (شعر)

7-    خدا رحم ادیب زاده (شعر)

8-    محمد بقالان (دبیر کنگره- مقاله)اهواز

9-    عباس براتی پور (شعر)تهران

10-محمد رضا بهرامی نژاد (شعر)

11-نادر بختیاری «فقیر» (شعر)اصفهان

12-سید حسن بصیر (شعر)اهواز

13-سعید بیابانکی(شعر)اصفهان

14-فاطمه بقالان (شعر) اهواز

15-شمسی پور محمدی (شعر) اهواز

16-حبیب پیام (شعر) اهواز

17-شهنام پور محمدی (شعر) اهواز

18-هوشنگ پروانه ( شعر) شوشتر

19-تیمور ترنج (شعر)بوشهر

20-سارا حیدری (شعر)کاشان

21-غلامحسین حیدریه (شعر)

22-سید محمد علی حکیم زاده (شعر) اهواز

23-بهزاد خواجات (شعر) اهواز

24-کریم خسروی (شعر) اهواز

25-دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی (سخنرانی)تهران

26-منیژه در تومیان (شعر)مشهد

27-مرتضی ذاکر«نسیم» (شعر)بروجرد

28-احمد ذات اصغر (شعر)

29-صادق رحمانی (شعر)قم

30-سیروس رومی (شعر)شیراز

31-رحیم زریان (شعر)تهران

32-مجید زمانی اصل (مقاله )اهواز

33-محمود سجادی (شعر)دزفول

34-عبد الرحیم سعیدی راد (شعر)دزفول

35-ابراهیم سنایی (شعر) اهواز

36-محمد حسین سخایی (مجری برنامه- شعر)

37-بهمن ساکی (شعر) اهواز

38-علی اشرف شریعتمدار (شعر)

39-عیدی شیر افکن (شعر)شوشتر

40-نوذر شیر افکن شوشتری (شعر)

41-محمد شیدا دزفولی (شعر) اهواز

42-خلیل شفیعی (شعر)شیراز

43-علیرضا شکر ریز (شعر) اهواز

44-محمد شریفی (شعر) اهواز

45-سید علی صالحی (مقاله)تهران

46-احمد طاهری (شعر) اهواز

47-زیبا طاهریان (شعر)اصفهان

48-ایمان طرفه (شعر)آبادان

49-حفیظ الله طباطبایی (شعر)تهران

50-هرمز علی پور (شعر) اهواز

 

51-عبد الزاق عامری پور (شعر)

52-علی عبدی (شعر) اهواز

53-ابو القاسم غلامی(شعر)

54-حیات قلی فرخ منش(شعر) اهواز

55-هرمز فرهادی (مقاله و چاپ آن در جراید و سرودن شعر) اهواز

56-قریشیان فر (شعر)

57-نسترن قدرتی (شعر)

58-عبد الرضا قناد (شعر) اهواز

59-دکتر عزت قاسمی (شعر) اهواز

60-کوکبی از اهواز

61-ستار کاکایی از تهران

62-احمد رضا کیماسی از اهواز

63-فریدون کربلی«آتش اهوازی»

64-پور خدا کرم از اهواز

65-محمد رضا کایدی (شعر) اهواز

66-ید الله گودرزی

67-حسن گودرزی

68-نسترن لیموچی

69-نصر الله مردانی از کازرون

70-محمد علی مردانی از تهران

71-قاسم مرام

72-نعیم موسوی از اهواز

73-اعظم میر سلیمی

74-محمد محب زاده (شعر جولان خامه) اهواز

75-غلامرضا مؤذنی از شوشتر

76-سید حسین مطهر (مقاله جلوه های هدایت حقیقی در سراج المحتاج حکیم وفایی)

77-محمد نوروزی از رامهرمز

78-اکبر نبوی «سر دبیر روزنامه رسالت»

79-محمد حسین هدایت (مقاله درباره ی شرح حال وفایی) اهواز

80-سیمیندخت وحیدی از تهران                                     

81-بهروز یاسمی                                                       

زحمت عمده برگزاری این همایش برعهده ی انجمن ادبی خروش کارون بود.

 

همایش

 جهاد عشایر خوزستان

علیه استعمار انگلیس

جهاد عشایر عرب خوزستان بر ضد انگلیس

 

در اواسط قرن نوزدهم میلادی وضعیت خاصی بر جهان حاکم شد. امپراتوری های بزرگی چون انگلستان، فرانسه، اتریش، روسیه و عثمانی بر بخش عمده ای از جهان آن روز تسلط داشتند. در عین حال آنان به جهت مشکلات داخلی و دشمنان خارجی نگران موقعیت و آینده ی خود نیز بودند.

از این رو دولت های یاد شده به استثنای عثمانی، در عین فزون خواهی، خواهان حفظ وضعیت موجود در جهان بودند؛ زیرا وضع موجود اولاً موجودیت و ثانیاً منافع آنان را تأمین و تضمین می کرد. در این میان عثمانی که در شرایط ضعف به سر می برد و به «مرد بیمار اروپا» معروف شده بود، وضع متفاوتی داشت. آن کشور که منافعی در خارج از مرزهای خود نداشت، تنها خواهان حفظ موجودیت خود بود. ولی در مقابل، رشد ناسیونالیسم در میان ملت ها و بیداری ملل در نیمه دوم قرن نوزدهم هم باعث شد تا دولت های جدیدی وارد عرصه روابط بین الملل گردند. به زودی مهم ترین این کشورها که شامل: آلمان، ایتالیا، ژاپن، ایالات متحده و چین بودند با تکیه بر ناسیونالیسم خاص خویش و استفاده از علوم، فنون و افکار نو، خواهان جای مناسب خویش در سطح جهان شدند.

اگر چه تقسیم جهان میان دولت های استعمارگر پیشین جایی را برای دولت های جدید باقی نگذاشته بود، ولی آنان به هیچ وجه حاضر به تسلیم شدن در برابر وضع موجود نبودند و تلاش می کردند تا به هر نحو ممکن دیگران را به تقسیم مجدد منافع مستعمراتی وادار سازند.

وضعیت جدید باعث شد که کشور نو بنیاد آلمان در سال (1871 م/ 1250 ه.ش) به کشور فرانسه حمله کند و طی جنگی این کشور را شکست دهد.

بر اثر این شکست سنگین، ایالات «آلزاس لُورن» فرانسه اشغال شد. رژیم سلطنتی فرانسه سرنگون گردید. خشم و کینه توأم با ترس شدید از آلمان ها، فرانسویان را فرا گرفت و موقعیت فرانسه در اروپا و جهان متزلزل گردید.

با این اوصاف برای همگان روشن بود که به زودی جنگ بزرگی از سوی فرانسه برای باز پس گیری ایالات و اعاده ی حیثیت از دست رفته آغاز خواهد شد و دامنه ی این جنگ ممکن است به سایر نقاط اروپا سرایت کند. از این نظر دوره ای خاص در تاریخ اروپا آغاز شد که به دوره ی «صلح مسلح» معروف گردید.

 این دوره تا سال (1914 م)- آغاز جنگ جهانی اول- ادامه یافت. در این دوره کشورهای اروپایی برای حفظ موجودیت و تأمین منافع خود نیاز به متحدانی داشتند؛ زیرا توانایی های مالی و انسانی کشورها یکسان نبود و مخارج نظامی نیز بار گرانی بود که دولت ها به سادگی از عهده ی آن بر      نمی آمدند. از این نظر به تدریج دسته بندی های مختلفی بوجود آمد که از جمله ی آنها می توان به «اتفاق امپراتوران سه گانه» با شرکت «آلمان- اتریش- روسیه» در سال (1872 م/ 1251 ه.ش) و« اتحاد مثلث» در سال (1881 م/ 1260 ه.ش) با شرکت «آلمان- اتریش- ایتالیا» و «اتفاق مثلث» با شرکت «انگلیس- فرانسه- روسیه» اشاره کرد.

پس از صف آرایی دولت های اروپایی در برابر یک دیگر، طرفین تلاش کردند تا با قدرت نمایی و نشان دادن چنگ و دندان امتیازهایی از رقبای خود در اردوگاه مقابل به دست آورند. این قدرت   نمایی ها به وقوع بحران های متعددی مانند: (بحران مراکش، بحران شبه جزیره ی بالکان، بحران اغادیر، تسخیر طرابلس- به وسیله ی ایتالیا-، دومین بحران بالکان و سومین بحران بالکان انجامید.

سرانجام در 28 ژوئن (1914 م/ 1293 ه.ش) یک جوان انقلابی بوسنی با اطلاع برخی کارگزاران دولتی صربستان، ولیعهد اتریش را در شهر سارایوو پایتخت بوسنی به قتل رساند. این حادثه آتش جنگ جهانی اول را شعله ور ساخت. در این جنگ دو گروه رو در روی یک دیگر قرار گرفتند: متحدین (کشورهای اتریش- مجارستان، آلمان، عثمانی) و متفقین (کشورهای رو سیه تا سال 1917، فرانسه، انگلیس، ایتالیا، آمریکا که در آخرین سال جنگ به آنها پیوست و ...).

ایران که از سمت خلیج فارس و هندوستان همسایه ی انگلستان، از سمت شمال همسایه ی روسیه و از سمت غرب همسایه ی عثمانی بود، در وضعیت بسیار ناخوشایندی قرار گرفت؛ زیرا از سویی          نمی توانست متحد عثمانی باشد چون در این صورت باید با دو دولت قدرتمند انگلیس و روسیه طرف می شد و از سوی دیگر نمی توانست با این دو دولت متحد شود زیرا در این صورت باید با عثمانی ها که مسلمان بودند و آلمان ها که دم از هم نژادی با ایرانی ها می زدند و گذشته از آن سابقه ی استعماری در ایران نیز نداشتند، وارد جنگ می شد.

به ناچار کشور ما اعلام بی طرفی کرد؛ ولی تاریخ درس بزرگی به ما داد: « این که کشور ضعیف حتی حق بی طرفی هم ندارد». به زودی نیروهای عثمانی، روسی و انگلیسی بدون توجه به بی طرفی ایران وارد خاک ایران شدند و کشور ما ناخواسته وارد جنگی بی رحمانه شد.

جنگ جهانی اول جنگ همه جانبه ای بود. از جمله ابعاد مهم این جنگ بُعد جاسوسی آن می باشد. جاسوسان بسیار ورزیده ای از سوی طرفین جنگ به منطقه ی خاورمیانه اعزام شدند. از جمله     معروف ترین آنان می توان از «کلنل لورنس» (لورنس عربستان) نام بُرد که از سوی انگلیس به منظور تحریک اعراب شبه جزیره ی عربستان بر ضد دولت عثمانی اعزام شد و در کار خود نیز بسیار موفق بود. از سوی آلمان ها هم جاسوس معروف، «واسموس» به منظور تحریک احساسات ایالات و عشایر جنوب ایران به مناطق جنوبی کشورمان اعزام شد. او در قیام های آنان مانند: قیام دلیران تنگستان و دلوار نقش مهمی را ایفا کرد. وی بارها به میان قشقایی ها رفت و چند بار نیز به خوزستان آمد.        بارها به دست انگلیسی ها افتاد و هر بار به شکل شگفت انگیزی از چنگال آنان گریخت.

گذشته از این مقدمات و علی رغم این که جنگ جهانی اول،‌ جنگ حق و باطل نبود و در حقیقت هر

 دو طرف جنگ باطل بودند، علمای اسلام- با آن که قلباً از اولیای دولت عثمانی رضایت نداشتند- وارد این ماجرا شدند؛ زیرا از یک سو هر چه باشد دشمن غیر مسلمان، سرزمین های اسلامی را هدف تجاوز خود قرار داده بود و از سوی دیگر حفظ و تداوم امپراتوری عثمانی و وحدت بزرگ      سرزمین های اسلام زیر سلطه ی آن در واقع خار چشم دشمنان اسلام بود و مایه ی هیبت و عظمت اسلام تلقی می شد و بقاء و استمرار عثمانی درراستای منافع استعمار نبود.

نیروهای انگلیسی با دو انگیزه ی مهم، خوزستان و جنوب عراق را آماج حملات خود قرار دادند:

  الف- حفاظت از تأسیسات و لوله های شرکت نفت ایران و انگلیس.

  ب- تجزیه ی عثمانی.

با توجه به این انگیزه ها، قوای انگلیس در تاریخ (6 نوامبر1914 .م/ 15 آبان 1219 .ش) قلعه ی «فاو» را اشغال کردند، در 23 نوامبر به بصره رسیدند و به تدریج بقیه ی شهرهای عراق را علیرغم مقاومت های دلیرانه ی مردم آن سرزمین- به ویژه عشایر شیعی- به اشغال خود درآوردند.

زمینه ها ی قیام عشایر خوزستان بر ضد انگلیس:

  الف- فرهنگ مجاهد پرور تشیع و روحیه ی شهادت طلبی.

  ب- جرجعیت آگاه، متعهد و بیدار شیعه.

  ج- بیداری عمومی مسلمانان بر اثر رشد نهضت های اسلامیِ ضد استعماری به ویژه در ایران.

  د- حضور علمای ربانی، خطبا و شعرای متعهد در میان عشایر.

  ه- روحیه ی سلحشوری عشایر.

  و- حاکمیت ستمگرانه ی شیخ خزعل، مزدور انگلیس بر خوزستان.

مرجعیت جهان تشیع در آن زمان، به دست با کفایت فقیه بزرگوار مرحوم آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی صاحب «عروه» (1247- 1337 ه.ق) بوده است.

این فقیه نستوه، همین که از اشغال سرزمین های اسلامی توسط کفار انگلیس آگاهی یافت، عکس العمل سریع، قاطع و به جایی نشان داد. وی شخصاً در صحن حضرت امیر مؤمنان علی (ع) سخنرانی پرشوری بر ضد انگلیس ایراد فرمود و امت اسلام را به دفاع از کیان اسلام دعوت نمود.

نامه ها و هیأت های زیادی به مناطق مختلفی فرستاد. از جمله هیأتی از مجتهدین نجف به سرپرستی فرزند ارشد خویش (آیت الله زاده سید محمد) به خوزستان گسیل داشت و عشایر را به دفاع از وطن اسلامی و بیرون راندن متجاوزان فراخواند.

عشایر خوزستان هم با صلابت و اخلاص آن دعوت را اجابت کردند و با یزله هایی همچون «یا سید یدک ویانه» (ای سید جد تو، یار و همراه ماست) راهی جبهه های نبرد شدند.

به جز ایشان رهبران تمام فرقه های اسلامی، ضمن صدور فتواهایی برای دفاع از سرزمین های اسلامی

 اعلام جهاد کردند.

فهرست اسامی تنی چند از روحانیون خوزستانی که در واقعه ی جهاد نقش داشتند:

1-    آیتالله سید عیسی کمال الدین.

2-    علامه ی مجاهد سید جابر آلبوشوکه (شادگان).

3-    آیت الله سید عباس مجاهد (شادگان).

4-    سید راضی بن سید اعنایه آلبوشوکه (شادگان).

5-    سید حمد بن سید اعنایه.

6-    سید سلطان آلبوشوکه.

7-    سید شریف آلبوشوکه.

8-    سید طاهر آلبوشوکه.

9-    سید حسن بن سید موسی موسوی.

10-سید محسن بن سید موسی موسوی.

11-سید علی بن سید موسی موسوی.

12-سید مرتضی الخرسان.

13-آیت الله معصومی بهبهانی.

14-آیت الله شیخ نصر الله کرمی حویزی.

15-شیخ سلمان طرفی آلبوعفری.

16-شیخ هادی جواهری.

17-شیخ سلمان طرفی (نگراوی).

18-شیخ علی فرطوسی.

19-شیخ حسن ساعدی.

20-شیخ نعمه البدوی جلالی.

21-شیخ حسن البدوی جلالی.

22-شهید شیخ ماضی طرفی (شهید جهاد).

23- شهید شیخ عبدالله سعدونی طرفی.

24-شیخ سید بن محمد طرفی (مشعلی).

25-شیخ عبد الرصا سهلانی (شادگان)

26-شیخ محمد نجفی سهلانی ( // ).

27-شیخ علی سهلانی ( // ).

28-شیخ ابراهیم سهلانی ( // ).

29-شیخ حسین بندری ( // ).

30-شیخ موسوی عصامی ( // ).

31-آیت الله شیخ مرتضی مجتهد شوشتری.

32-شیخ سالم عبیات (دشت آزادگان).

33-شیخ عبد الکریم شرفی ( // ).

34-شیخ هادی طرفی ( // ).

35-شیخ عبد العالی طرفی ( // ).

36-شیخ حسن بن اکشیش سواری.

37-شیخ صالح بن شیخ علی سواری.

38-شیخ علی بن محسن سواری.

عشایر غیور خوزستان در این نبرد غرور آفرین علیرغم نداشتن سلاح کارآمد با ابزارهای ابتدایی مانند: گرز، چنگک، شمشیر و نهایتاً تفنگ های سرپُر با دلاوری و شجاعتی مثال زدنی در برابر ارتش تا بُن دندان مسلح انگلیس چنان مقاومتی از خود نشان دادند که خاطره ی حماسه هایی مانند حماسه ی نبرد چالدران (بین ایران و عثمانی در زمان شاه اسماعیل صفوی) را زنده کردند. همان گونه که فرزندان خلف و شجاع این بزرگان سال های بعد در جریان هشت سال دفاع مقدس بار دیگر، حماسه ها آفریدند.

عشایر دلاور خوزستانی در نبرد معروف «المنیور» (یکی از ارتفاعات واقع بین اهواز و حمیدیه) نیروهای انگلیسی را وادار به قبول شکست و عقب نشینی نمودند. آنان بارها با سلاح سرد به توپخانه ی دشمن حمله کرده و توپخانه های دشمن را به غنیمت گرفتند؛ گرچه در نهایت ارتش استعماری انگلیس با فرستادن نیروهای تازه نفس و با بهره گیری از جدیدترین سلاح روز، مانند هواپیما موفق شد این حرکت قهرمانانه را سرکوب و تعداد زیادی از مجاهدین را شهید نماید، خانه های عشایری را به آتش کشد و تعدادی از مبارزان را اسیر و به مناطق مختلف تبعید کند؛ ولی این اقدامات حقیرتر از آن بودند که بتوانند از ارزش های تاریخی این نبرد دلاورانه چیزی کم کنند. «قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل کان زهوقاً» صدق الله العلی العظیم.

نمونه هایی از یزله ها و شعارهای این حماسه:

1-    مهضومه الزهرا او تنخانی.

-        حضرت فاطمه ی زهرا (س) سرشکسته، مرا به یاری می طلبد.

2- الطوب احسن لو مگواری؟!

-        توپ ارزنده تر است یا گرز من ؟!

3-  یالهاوی الجنه امشی ویانه.

-        ای خواهان بهشت، با ما بیا.

4-  کل احنه اسلال العیاله.

-        جملگی، ما خار چشم متجاوزان هستیم.

 

نام تنی چند از دلیران برجسته ی عشایر در واقعه ی جهاد:

1-    سید اعنایه آلبوشوکه.

2-    شهید ازباری از سران طایفه ی بنی ساله (بنی صالح).

3-    عوفی بن امهاوی (بعد از جنگ به خارج از کشور تبعید شد).

4-    عاصی بن شرهان.

5-    صدام بن زایر علی.

6-    مطلب سبهانی.

7-    علی بن عباس.

8-    خزعل بن کاظم.

9-    اعنایه بن مجاهد (از بزرگان طایفه ی باوی).

10-قسملی زرگانی.

قیام شادگان در تاریخ هفتم اسفند ماه 1293 ش (25 فبریه 1915 .م) چند روز قبل از حماسه ی «غدیر» و «المنیور» (مربوط به عشایر بنی طرف) بوده است.

پرچمی که در آن واقعه نیروهای سید جابر در منطقه ی شادگان داشتند، در اختیار نوادگان وی بود که آن را به ستاد بزرگداشت واقعه ی جهاد عشایر تحویل دادند. این پرچم در جریان سفر مقام معظم رهبری در حدود یازده سال پیش به حضور ایشان تقدیم شد و از طرف معظم له به موزه ی آستان قدس رضوی اهدا شد.

عوامل ناکامی قیام جهاد عشایر:

1-    رسیدن نیروهای کمکی از سوی بریتانیا به تعداد بسیار زیاد و با تجهیزات فراوان.

2-  عقب نشینی نیروهای عثمانی و عشایر عراقی به فرماندهی محمد فاضل پاشا داغستانی به سوی شعیبیه ی عراق در پی اوامر دولت عثمانی.

3-  نبودن رهبری واحدِ مطاع بین عشایر خوزستانی؛ زیرا هر طایفه ای فقط رهبری رئیس خود را قبول دارد و رؤسای طوایف هم به جهت رقابت های شخصی، همدیگر را قبول نداشتند.

4-  تداوم حرکت جهادی بر ضد انگلیس نه تنها، مطلوب حاکم خوزستانی (شیخ خزعل) نبود، بلکه با سیاست به ظاهر بی طرفانه ی دولت مرکزی همراه بود.

5-    ضعف امکانات جنگ به ویژه اسلحه ی مدرن و نیز تدارکات مورد نیاز برای تداوم عملیات جنگی.

6-    نداشتن آموزش نظامی کافی و حاکم نبودن روحیه ی انضباط جنگی بین افراد عشایر.

 

 

آثار و نتایج اجتماعی، فرهنگی و سیاسی واقعه ی جهاد:

1-    برداشته شدن نقاب نفاق و دو رویی از چهره ی منافقان داخلی مانند شیخ خزعل.

2-  بوجود آمدن روحیه ی انقلابی و عزت نفس در میان عشایر؛ که در حوادث بعدی در برابر حکومت خود کامه ی رضا خان پهلوی تأثیر فراوانی داشت.

3-    مشارکت در تحقق زمینه ی مساعد برای نهضت و جنبش های ضد انگلیسی در ایران و عراق.

4-    بوجود آمدن روحیه ی بیگانه ستیزی و دفاع از وطن اسلامی در میان عشایر.

 

منابع:

 

1-  حماسة جاوید (منبع اصلی)، تألیف حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن حیدری، انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان، ستاد رسیدگی به امور فرهنگی و اجتماعی عشایر خوزستان، چاپ اول، اهواز، زمستان 1375.

2-    نقش عشایر عرب خوزستان در جهاد علیه استعمار، حاج کاظم پور کاظم، انتشارات آمه، تهران، 1375.

3-    المنیور و جهاد عشایر عرب خوزستان، حمید طرفی، انتشارات مرکز خوزستان شناسی استانداری، اهواز، 1372.

 

 

 

همایش بزرگداشت واقعه ی

جهاد عشایر خوزستان علیه استعمار

 

ضرورت های تشکیل این همایش به قرار ذیل می باشند:

1-     احیاء آن واقعه، گامی در جهت احیای یاد نهضت های اسلامی شیعی معاصر به رهبری مرجعیت، علیه استعمار خارجی و استبداد داخلی به شمار می رود.

2-     بزرگداشت خاطرات قهرمانان جهادِ یک ملت موجب ترویج فرهنگ شهادت طلبی و    روحیه ی دفاعی در برابر متجاوزان و بیگانگان می شود.

3-     تکریم شخصیت ها و مفاخر تاریخی یک قوم به مثابه ی اعطای شخصیت اخلاقی و اجتماعی مناسب به آن قوم می باشد.

4-     پیشتازی در احیای حماسه های جاودان قومی از یک ملت، موجب خلع سلاح دشمنان اغواگر و عناصر ضد ملی می شود.

و ....

بر این اساس مقرر شد که از واقعه ی مزبور به وسیله ی تشکیل کنگره، تألیف کتاب،تهیه ی فیلم و ... تکریم شود.

در برگزاری این همایش و اجرای این مهم: ستاد عشایر، مرکز خوزستان شناسیِ استانداری، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری حوزه ی علمیه ی امام خمینی اهواز و دانشگاه شهید چمران اهواز با هم به همکاری پرداختند.

این همایش در تاریخ 11 دی ماه 1373 (مصادف با سالروز رحلت مرحوم آیت الله العظمی سید محمد کاظم یزدی در 28 رجب 1337 ه.ق) و در هشتادمین سالگرد آن واقعه برگزار شد.

هیأت رئیسه ی همایش از: امام جمعه ی موقت اهواز و قائم مقام ستاد عشایر (حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن حیدری)، مدیر کل امور اجتماعی و انتخابات استانداری و مرکز خوزستان شناسی، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، مشاور فرهنگی رئیس دانشگاه شهید چمران متشکل بود.

مسئول آموزش غیر حضوری حوزه ی علمیه ی امام خمینی اهواز و رئیس دانشگاه پیام نور سوسنگرد با مشارکت چند نفر از کارشناسان در مرکز خوزستان شناسی، مسئولیت دبیرخانه ی علمی را برعهده داشتند.

مسئولیت دبیرخانه ی اجرایی برعهده ی معاون فرهنگی و هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان و با مساعدت چند نفر از مسئولان اجرایی آن اداره ی کل بود.

فراخوان همایش در جراید به چاپ رسید. حاصل این فراخوان، تعداد بیست مقاله بود که در جلسات هیأت علمی مورد نقد و بررسی قرار گرفتند.

همایش مذکور در تالار استاد شهید مطهری دانشکده ی علوم دانشگاه شهید چمران اهواز و با حضور جمعی از علما، مسئولان، نمایندگان مردم خوزستان در مجلس شورای اسلامی، استانداران چند استان مجاور خوزستان و با شرکت خانواده های شهدای واقعه، خطبا، شعرا و اقشار مختلف عشایر برگزار شد.

در آن همایش با شکوه، حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده ی ولی فقیه در استان و امام     جمعه ی اهواز، آقای مهندس مقیمی استاندار خوزستان و آقای مهندس چمران رئیس بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس و مسئول تبلیغات ستاد فرماندهی کل قوا به ایراد سخن پرداختند و پس از آن در برنامه های صبح و بعد از ظهر تعداد هشت مقاله برگزیده و سه قطعه شعر ارائه گردید.

از جمله مقالاتی که در گردهمایی عرضه شد، مقاله ی «حماسه جاوید» اثر محقق ارجمند حضرت حجت الاسلام و المسلمین دکتر حیدری امام جمعه ی موقت اهواز بود که آن مقاله به انضمام پیام ها، برخی از مقالات دیگر و همچنین تصاویر و اشعار به صورت کتابی تحت عنوان «حماسة‌جاوید» در سال 1375 به چاپ رسید.

در این همایش ابتدا آیاتی از کلام الله مجید تلاوت شد. سپس حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده ی ولی فقیه در خوزستان و امام جمعه ی اهواز به ایراد سخن پرداختند. ایشان ضمن ابراز خرسندی از برگزاری این همایش و یادآوری آیه ی شریفه ی «فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیما» و بیان این که «الخیر کله فی السیف و لا یقوم الناس الا بالسیف» به تجلیل از جهاد عشایر عرب خوزستان پرداختند که با تقدیم 500 شهید و به جهنم فرستادن 2000 نفر از نیروهای متجاوز انگلیسی، حماسه آفریدند. ایشان همچنین به تجلیل از مرجع تقلید راحل آیت الله سید کاظم یزدی و فرزند ایشان «سید محمد» پرداختند، از فداکاری های عشایر عرب خوزستان در جریان جنگ تحمیلی یاد کردند و فرمایش امام خمینی (ره) که «خوزستان دین خود را به اسلام ادا کرد»، متذکر شدند.

 سپس آقای مهندس مقیمی استاندار خوزستان ضمن خوش آمد گویی، از واقعه ی جهاد عشایر عرب تجلیل و تقدیر به عمل آورد. ایشان همچنین یاد آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی و نیز قیام دلیران بوشهر و تنگستان به رهبری «رئیس علی دلواری» و نیز جانبازی و فداکاری های عشایر در جریان جنگ تحمیلی را گرامی داشتند.

سومین سخنران همایش آقای مهندس چمران بود که به سهم خویش ضمن گرامیداشت خاطره ی جهاد عشایر، گزارش فشرده ای از مبارزات  ملت ایران و انقلاب اسلامی و توطئه های استکبار جهانی برای به شکست کشاندن این مبارزات، ارائه داد.

از جمله مقالات همایش می توان از مقاله ی حجت الاسلام و المسلمین علی ابو الحسنی (ع- منذر) تحت عنوان «آیت الله سید محمد کاظم یزدی صاحب عروه، مرد جهاد و اجتهاد» و مقاله ی حجت الاسلام و المسلمین محمد فاکر میبدی تحت عنوان «داستان هایی از آیت الله العظمی سید محمد کاظم طباطبایی یزدی» یاد کرد.

از جمله اشعار همایش می توان از شعر «ملمع» دکتر حسین چوبین، شعر «الامام علی (ع) امام المجاهدین» از حاج عباس علی حزباوی و شعر «جهاد المنیور و المدینه ضد الغزو البریطانی» از شیخ عبدالعلی حیدری نام برد.

در پایان برنامه ی صبح لوح تقدیر و جوایزی به رسم یادبود از سوی نماینده ی ولی فقیه در استان و استاندار خوزستان به یازده نفر از پیرمردانی که در زمان نوجوانی خویش توفیق شرکت در آن واقعه را داشتند، تقدیم گردید. ناگفته نماند که در سفر آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران در فروردین 1374، پیرمردان نامبرده به حضور ایشان رسیدند و مورد تشویق و تقدیر ریاست جمهور قرار گرفتند.

خوانندگان محترم می توانند جهت اطلاع بیشتر از مطالب فوق به کتاب «حماسة‌جاوید» مراجعه فرمایند.

 

 

کنگره بزرگداشت

علامه شیخ محمد تقی

شوشتری (ره)

 

 

آشنایی با شخصیت و زندگی علامه شیخ محمد تقی شوشتری (ره)

 

علامه ی بزرگوار، فخر خوزستان، ایران، جهان تشیع و بلکه جهان اسلام شیخ محمد تقی شوشتری فرزند حاج شیخ محمد کاظم بن شیخ محمد علی بن شیخ جعفر بن ملا حسین واعظ بن حسن بن ملا علی بن علی نجار شوشتری در سال (1320 ه.ق) در نجف به دنیا آمدند.

ایشان در ماهنامه ی کیهان فرهنگی که ویژه ی این شخصیت عظیم الشأن منتشر شده بود، درباره ی خانواده ی مادری خویش چنین فرموده اند: «والدین مادر بنده، اهل کرمان بودند. در نجف ساکن و مجاور شده بودند و مادر بنده در نجف متولد شد و همان جا بود که پدرم با مادرم ازدواج کرد. پدرم پس از مدتی نجف را ترک گفته، برای تبلیغ به شوشتر رفتند و بنده با مادرم در نجف ماندیم. هفت سال داشتم که مرا بردند مکتب و در آن جا، قرآن و خواندن و نوشتن را یاد گرفتم ...».1

از دوران کودکی، آثار تیزهوشی و ذکاوت در ایشان آشکار بود.

ایشان درحدود سال (1327 ه.ق) به اتفاق مادر به شوشتر عزیمت کردند. در همان اوان کودکی مادر خویش را از دست داند.

در سال (1354 ه.ق) کار نگارش شرحی بر لمعه را بعد از چهار سال تلاش به پایان رساندند.              در سال (1314 ش/ 1353 ه.ق) رضا شاه پهلوی فرمان کشف حجاب را صادر کرد. علمای بزرگوار هر کدام به نوعی به ابراز مخالفت با این دستور ستمگرانه برخاستند. مهاجرت از ایران گونه ای از این ابراز مخالفت ها بود. شخصیت مورد بحث ما که در این هنگام به جای پدر خویش مرجع مردم شوشتر بودند، ( پدر ایشان به دلیل مبارزه با دیکتاتور زمان به بروجرد تبعید شده بود) تصمیم گرفتند به کربلای معلی مهاجرت کنند و از آنجا به نجف عزیمت کردند.

در نجف اشرف، موفق به انتشار یکی از آثار پربار خویش به نام «قضاء امیرالمؤمنین(ع)» شدند. ایشان در سال (1321 ش/ 1360 ه.ق) یعنی پس از سرنگونی پهلوی اول به شهر شوشتر مراجعت کردند و تا واپسین روزهای عمر در آن دیار ماندند.

حضور علامه ی بزرگوار شیخ شوشتری در شوشتر باعث شد که شوشتر- یکی از کهن ترین شهرهای جهان که در دوران اسلامی به دارالمؤمنین نیز معروف بود- بار دیگر اهمیت خاصی پیدا کند. زیرا شخصیت های علمی زیادی برای زیارت شیخ و بهره گیری از چشمه ی پرفیض معظم له راهی شوشتر شوند.

 

            هر آن کو ز دانش برد توشه ای                      جهانی است بنشسته در گوشه ای

 

1-     کیهان فرهنگی، سال دوم، شماره اول، صفحه 4  

شیخ شوشتری از مصادیق بارز این کلام مشهور در زبان عربی است که:

«لو جئتهُ لرأیت الناس فی رَجل و الدهر فی ساعه و الارض فی دار»

از مشایخ اساتید شیخ شوشتری می توان به: حجت الاسلام سید حسین نوری، حجت الاسلام سید علی اصغر حکیم، حجت الاسلام سید محمد علی امام (معروف به امام شوشتری)، آیت الله شیخ محمد کاظم شوشتری (پدر بزرگوار ایشان)، آیت الله سید مهدی آل طیب جزایری و سید محمد تقی شیخ الاسلام اشاره داشت.

از افرادی که این سعادت را داشتند تا از محضر مبارک این یگانه ی دهر بهره مند گردند و یا برای نقل حدیث، کسب اجازه کنند، میتوان اشاره کرد به:

1-    آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی (ره)

2-    آیت الله استادی

3-    استاد قیس آل قیس، نویسنده ی دائره المعارف «الایرانیون و الادب العربی» و ...

4-    دکتر سید کمال حاج سید جوادی

5-    سید جمال الدین دین پرور

6-    سید محمد حسن آل غفور

7-    استاد محمد علی جاودان

8-    استاد آقا شیخ غلامرضا فانیان.

 

آثار علامه شیخ محمد تقی شوشتری

الف) فهرست آثار:

1-    شرح وجیزه ی شیخ بهائی در علم در آیه و حدیث شناسی که در بیست و هشت سالگی تألیف کرده اند.

2-    حاشیه بر متن لمعه و بر شرح لمعه.

3-    النُجعه فی شرح اللمعه در 11 جلد.

4-    الاخبار الدخیله، در خصوص خبرهای ساختگی و تحریف شده بحث می کند. (4 جلد)

5-  قضاء امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب (ع). این کتاب به زبان های فارسی و انگلیسی ترجمه شده و از لحاظ کثرت انتشار، هیچ کدام از آثار معظم له به پای این اثر نمی رسد.

6-    آیاتٌ بینات فی حقیقه بعض المنامات (نشانه های روشن در حق بودن بعضی خواب ها).

7-    الاوائل. این کتاب تنها به نقل اخبار و سخنانی می پردازد که در آنها به نوعی کلمه ی «اول» به کار رفته باشد.

8-  قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعه و محدثیهم. این اثر چهارده جلدی، پرآوازه ترین کتاب علم رجال در قرن معاصر است و در نقد و تصحیح «تنقیح المقال فی علم الرجال» مرحوم مامقانی می باشد.

9-    رساله فی تواریخ النبی و الآل (تاریخ چهارده معصوم (ع) ).

10-رساله فی سهو النبی (ص).

11-الدُر النظیر فی المُکنین بابی بصیر.

12-البدایع.

13-بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه. این کتاب گرانقدر، در چهارده جلد می باشد.

14-مقدمة توحید مُفضل.

15-الاربعون حدیثاً.

16-الأربعینیات الثلاث.

17-کشکول.

18-نوادر الاخبار و جواهر الآثار.

19-حواشی بر توضیح المسائل آیت الله خوئی (ره).

20-حواشی و استدراکات بر کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» شیخ صدوق.

21-ادعیه و اذکار.

22-حواشی بر منتخب (رساله ی عملیه ی پدر شیخ شوشتری).

23-غُرر و دُرر، در ادبیات.

24-حواشی و یادداشت هایی در تفسیر قرآن.

 

ب) امتیازات و ویژگیهای آثار علامه شیخ محمد تقی شوشتری:

1-    اشراف به موضوع مورد بحث و ملاحظه ی جوانب گوناگون آن ....

2-    دقت در تحقیق و ترتیب و تنظیم مطالب.

3-    استدلال و احتجاج، و اجتناب شدید از نقل صِرف اقوال.

4-    صراحت در انتقاد و دوری جستن از تعارفات معمول.

5-    نقد و بررسی اندیشه ها و برخورد انتقادی فکرها و نظریه های حتی بسیار مشهور و جا افتاده....

6-    آزاد اندیشی و عدم تقلید و زدودن تقدس های دست و پا گیر و تحجر آور.

7-    تداوم در تفکر و تحقیق ....1 ‍[تکمیل و تصحیح مداوم آثار]

1-    محقق شوشتری«قاموس پژوهش»، تألیف محمد صمتی سردوری، پژوهشکده باقر العلوم(ع)، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه ی قم، چاپ اول 1377،صفحه 76و75.

شخصیت های زیادی درباره ی تلاش ها و مقامات علمی علامه شیخ محمد تقی شوشتری (ره) اظهار نظر کرده و کارهای ارزشمند ایشان را ستوده اند. برخی از این اظهار نظرها را- هرچند بطور ناقص- نقل می کنیم:

-    آیت الله سید موسی شبیری زنجانی: «هم خودشان و کتابشان، قاموس الرجال، را باید جزو حسناتِ عصر حاضر به شمار آورد ...».

-    آیت الله استاد جعفر سبحانی: «... کلیه ی آثار استاد محقق، از ابتکار و نوآوری برخوردار است و اثر دیگر جاودانه ی او در تفسیر موضوعی نهج البلاغه به نام بهج الصباغه نشانه ی دیگر از خلاقیت و بینش بزرگ و دید عمیق اوست ...».

-    استاد دکتر سید جعفر شهیدی: »متأسفانه جز معدودی از خواص با آقای شوشتری و آثار او آشنا نیستند، شاید از آن جهت که این بزرگوار با بوق و کرنا پیوندی ندارد و یا نمی خواهد پیوند داشته باشد ...».

-    آیت الله سید محمد جزایری: «آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ، سلمان ثانی، اکنون سرآمد علمای اسلام در علم حدیث و رجال است ...».

-    دکتر علی شریعتی: «... کوهی از علم و تحقیق در کنارش انبوهی از کار، در گوشه ی دور افتاده ی شوشتر نشسته و نامش را هم کسی نشنیده است».

-    دکتر غلامعلی حداد عادل: «... ایشان در مقیاس جهانی قابل مقایسه هستند. از لحاظ کار علمی، شخصیت علمی، سیرة علمی و عملی ... شوشتر در واقع یک «موزه ی علمی زنده» دارد و وجود ایشان نور و برکت و سبب دل گرمی و مایه ی امید است ...».

-    شادروان حجت الاسلام علی دوانی: «... بحق ایشان را باید از نوابغ نامی به شمار آورد که   قرن ها می گذرد تا یکی از آنها پدید آید».

-    رحلت شیخ به نقل از کتاب محقق شوشتری «قاموس پژوهش»: «خورشید خوزستان پس از عمری نورافشانی در آسمان دانش و دین، بالاخره در 29/2/1374 (ذی الحجه1415) [ظاهراً] غروب کرد ... در استان خوزستان سه روز عزای عمومی اعلام شد و مردم که تازه داشتند خود را برای دهه ی محرم و عاشورای حسینی آماده می کردند، دهه ی آخر ذی الحجه را نیز ماتم گرفتند ...».

نگارنده از مراسم تشییع پیکر مطهر معظم له خاطره ای دارد، که اجمالاً به استحضار می رساند: « شب پیش از روز تدفین علامه شیخ، وضعیت مزاجیِ اینجانب چنان بحرانی شده بود که مرا به بیمارستان بردند و در بخش اورژانس مورد مداوا قرار گرفتم، با این وجود عزم خویش را جزم کردم که حتماً به هر قیمتی شده عازم شوشتر شده و در مراسم تشییع شرکت کنم. افراد خانواده ابتدا به نصیحت پرداخته و این کار را خطرناک می دانستند ولی وقتی دیدند، نصیحت و اصرارشان فایده ای ندارد، دو نفر را همراه من روانه کردند، خلاصه اینکه به شوشتر رفتیم. زمانی که به شوشتر رسیدیم دریای خروشانی از انسان های عزادار را دیدیم که از مناطق مختلف استان و حتی سایر نقاط کشور به شوشتر آمده بودند. تنها اختیار من این بود که مانند قطره ای خود را تسلیم امواج خروشان این دریا کنم. خلاصه، در آن روز یکی از بی نظیرترین تشییع پیکرها را مشاهده کردم که هیچگاه فراموش نخواهد شد».

 

منابع:

-    آفتاب شوشتر، گردآوری و تدوین: محمود ارومیه چی ها، مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، اسفند 1373 (به مناسبت برگزاری کنگره ی بزرگداشت علامه ی محقق آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری).

-    محقق شوشتری «قاموس پژوهش»، تألیف محمد صمتی سردرودی، پژوهشکده باقر العلوم (ع) ، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه ی علمیه ی قم، چاپ اول 1377.

 

 

«شجره نامه ی خاندان محقق شوشتری»

 

«تقدیم به ستاره درخشان شوشتر»

 

شرحش کجا به قطعه شعری میسر است

 

کوهی زعلم وذات الهی به شوشتر است

کز   او  مسیر   معرفت  حق   منور  است

ارباب   معرفت   همه   اقرار   کرده اند

بر  تارک  علوم  زمان  همچو افسر است

نازد   بر   او   تشیع   و   دانند   شیعیان

در آسمان  علم  چو  رخشنده اختر است

در  گلستان  معرفت  حق  قدم  گذار

بنگر  فضا  چگونه  ز عطرش معطر  است

تقوا  و  زهد  و علم  و عمل مستتر  در  او

بر روی او گشوده زهر علم یک در است

داد   زبان   خامه   او   قصه ای   دراز

شرحش  کجا به  قطعه شعری میسر است

از  من  زبان  الکن  و  از  او  کلام  نغز

کی قطره ای به وسعت  دریا  برابر  است

گر  اهل  بینشی  قدمی  رنجه  کن  ببین

دریایی از علوم  خدا  شیخ شوشتر  است

آئین  حق  گرفته  از  او  جلوه ای  دگر

این  بحر  معرفت  نوه  شیخ  جعفر  است

قاموس   او   زبان   زد   ارباب   معرفت

در  گنجة  علوم  درخشنده  گوهر  است

یکی از هزار گفت محب ور نه وصف او

بیرون یقین  ز حوصله کلک و دفتر است

 

« محمد باقر محب- شوشتر»

 

باسمه تعالی

اطلاعیه

کنگرة علمی بزرگداشت

علامة محقق آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری دام بقائه

 

تجلیل و تقدیر از مقام شامخ رجال علمی و مفاخر فرهنگی به منزلة تجلیل از حریم پُر حرمت علم و معرفت است . شوشتر که به «دار المؤمنین» شهرت یافته ، هماره در طول تاریخ مهد دانشمندان عالیمقامی نظیر آیت الله شهید قاضی نور الله شوشتری صاحب احقاق الحق ، آخوند ملا اسد الله تُستری صاحب مقابس الانوار و آیت الله علامه سید نعمت الله جزایری صاحب انوار النعمانیه بوده است. علامة محقق آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری دام ظله الشریف-حفید آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر شوشتری اعلی الله مقامه- از زمرة این معاریف اند که عمر خود را به بحث و تحقیق و نشر علوم و معارف حقة اسلامی مصروف داشته و با تحمل رنج فراوان و تحقیقات مستمر تألیفات گرانسنگی را پدید آورده اند که موجب گسترش و باروری هر چه بیشتر علوم و معارف اسلامی شده است .

       مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، با عنایات حضرت حق تعالی ، در نظر دارد به منظور تکریم مقام این عالم جلیل القدر ، کنگره ای علمی در تاریخ 23 تا 25 آذر ماه 1373 در اهواز/ شوشتر برگزار کند.

       بدین وسیله از علمای اعلام ، اندیشمندان و پژوهشگران ، به ویژه اساتید و فضلای حوزه های علمیه ، دانشگاهها و سایر مراکز و مؤسسات تحقیقی دعوت می شود جهت بر پایی هر چه غنی تر    این کنگره ، ضمن ارسال پیشنهادهایشان ، مقالات پژوهشی خود را نیز در موضوعات و محورهای اصلی زیر به دبیرخانة کنگره ارسال کنند.

1-    شرح احوال و آثار و تألیفات علامه

2-    مراتب اخلاقی و ویژگیهای معنوی علامه

3-    بررسی آثار علامه از حیث روش شناسی

4-    بررسی وجوه بارز شرح نهج البلاغة (بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه) در مقایسه با سایر شروح

5-    تطور تاریخی علوم حدیث ( رجال ، درایه و ... ) و وضع کنونی آنها

6-  بررسی دیدگاههای علامه در علوم حدیث و ویژگیهای کتابهای قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة و محدثیهم و الاخبار الداخلیه

7-    بررسی دیدگاههای فقهی علامه با تکیه بر کتاب النجعه فی شرح اللمعه

8-  بررسی و تحقیقات مختلف علامه در زمینة ادب و فنون اسلامی با توجه به کتابهای قضاء امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، الاوائل و البدائع

9-    معرفی مفاخر علمی و فرهنگی شوشتر

·         ضوابط ارسال مقالات و شرکت در کنگره

1-   ارسال خلاصةمقاله در دو صفحه تا : 31 خرداد 73

2-   اعلام پذیرش مقاله از سوی کمیتة علمی کنگره : تا 15 تیر 73

3-   ارسال  اصل مقاله : تا 15 شهریور 73

4-   ارسال فرم درخواست شرکت در سمینار : تا 31 شهریور 73

 

·      مقالات دریافت شده از سوی هیأت علمی کنگره مورد بررسی قرار می گیرد و آثار ارزشمند در مجموعه ای چاپ خواهد شد .

فرم درخواست شرکت در کنگره

 

  اینجانب                                                        میزان تحصیلات

  شغل                                               آمادگی خود را برای شرکت در کنگرة بزرگداشت علامة محقق 

  آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری دام بقائه

                                 با ارائه مقاله      عنوان مقاله ..................................................................................

                                  بدون ارائه مقاله     

  اعلام می کنم.

  نشانی و شماره تلفن:

                                                                                                                                          امضاء

 

·         کسانی که برای آنان دعوتنامه ارسال شود ، مهمان کنگره خواهند بود و کلیة هزینه های مربوطه از  

 سوی دبیرخانة کنگره پرداخت می شود.

 

·         دبیرخانة کنگره

         نشانی: تهران ، خیابان الهیه ، شرق باغ روسیه ، پلاک 37 ، کد پستی 19148 ، مرکز مطالعات و  

        تحقیقات فرهنگی

صندوق پستی : 6415/19395 ، تلفن : 2001490 و 2001491 ، پست تصویری : 263531

 

مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگی

                                                                                                                                                                                                                       معاونت امور فرهنگی  

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  

 

 

باسمه تعالی

اطلاعیه شماره 2

کنگرة علمی بزرگداشت

علامة محقق آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری دام بقائه

 

تجلیل و تقدیر از مقام شامخ رجال علمی و مفاخر فرهنگی به منزلة تجلیل از حریم حریم پُر حرمت علم و معرفت است . شوشتر که به «دار المؤمنین» شهرت یافته ، هماره در طول تاریخ مهد دانشمندان عالیمقامی نظیر آیت الله شهید قاضی نور الله شوشتری و آیت الله علامه سید نعمت الله جزایری بوده است . علامة محقق آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری دام ظله الشریف-حفید آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر شوشتری اعلی الله مقامه- از زمرة این معاریف اند که عمر خود را به بحث و تحقیق و نشر علوم و معارف حقة اسلامی مصروف داشته و با تحمل رنج فراوان و تحقیقات مستمر تألیفات گرانسنگی را پدید آورده اند که موجب گسترش و باروری هر چه بیشتر علوم و معارف اسلامی شده است .

     معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان، در نظر دارد به منظور تکریم مقام این عالم جلیل القدر، کنگره ای در 17 تا 19 اسفند ماه 1373 در شوشتر برگزار کند.

       بدین وسیله از علمای اعلام ، اندیشمندان و پژوهشگران ، به ویژه اساتید و فضلای حوزه های علمیه ، دانشگاهها و سایر مراکز و مؤسسات تحقیقی دعوت می شود جهت بر پایی هر چه غنی تر    این کنگره ، ضمن ارسال پیشنهادهایشان ، مقالات پژوهشی خود را نیز در موضوعات و محورهای اصلی زیر به دبیرخانة کنگره ارسال کنند.

1-  شرح احوال و آثار و تألیفات علامه

2-    مراتب اخلاقی و ویژگیهای معنوی علامه

3-    بررسی آثار علامه از حیث روش شناسی

4-    بررسی وجوه بارز شرح نهج البلاغة (بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه) در مقایسه با سایر شروح

5-    تطور تاریخی علوم حدیث ( رجال ، درایه و ... ) و وضع کنونی آنها

6-  بررسی دیدگاههای علامه در علوم حدیث و ویژگیهای کتابهای قاموس الرجال فی تحقیق رواة الشیعة و محدثیهم و الاخبار الداخلیه

7-    بررسی دیدگاههای فقهی علامه با تکیه بر کتاب النجعه فی شرح اللمعه

8-  بررسی و تحقیقات مختلف علامه در زمینة ادب و فنون اسلامی با توجه به کتابهای قضاء امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام ، الاوائل و البدائع

9-    معرفی مفاخر علمی و فرهنگی شوشتر

 

·      مقالات دریافت شده از سوی هیأت علمی کنگره مورد بررسی قرار می گیرد و آثار ارزشمند در مجموعه ای چاپ خواهد شد .

·         کسانی که برای آنان دعوتنامه ارسال شود ، مهمان کنگره خواهند بود و کلیة هزینه های مربوطه از  

 سوی دبیرخانة کنگره پرداخت می شود.

 

·         دبیرخانة کنگره

         نشانی: تهران ، خیابان الهیه ، شرق باغ روسیه ، پلاک 37 ، کد پستی 19148 ، مرکز مطالعات و  

        تحقیقات فرهنگی

صندوق پستی : 6415/19395 ، تلفن : 2001490 و 2001491 ، پست تصویری : 263531

 

                                                                                                                                                                                                                     ستاد برگزاری کنگره

                                                                                                                                                                                                                        معاونت امور فرهنگی  

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  

 

 

گزارش کار کنگره علمی بزرگداشت علامه ی محقق

آیت الله حاج شیخ محمد تقی شیخ شوشتری

 

کنگره در تاریخ 17 تا 19 اسفند ماه 1373 در محل تالار اجتماعات شرکت کشت و صنعت کارون در شوشتر برگزار شد.

ابتدا آیاتی از کلام الله مجید توسط آقای شهید زاده تلاوت شد، سپس حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا فرحانی به حاضرین خیر مقدم گفت، از حضور حاضران در کنگره تشکر کرد و پیام آقای مصطفی میر سلیم وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی را قرائت نمود.

در این پیام آمده بود: «علما وارثان انبیاء هستند، که تاریکی ها را می شکافند و مردم را به سوی نور هدایت می کنند». وی در ادامه پیام خود از مقام و خدمات علمی علامه شیخ محمد تقی شوشتری و علمای خاندان شیخ تجلیل به عمل آورد.

پس از خواندن پیام وزیر آقای احمد مسجد جامعی معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن     خوش آمد گویی به حاضران طی سخنانی اظهار داشت: «برگزاری چنین همایشی حداقل کاری است که می توان نسبت به تلاش های علمی علامه ی شیخ شوشتری انجام داد ... ».

آقای مهندس محمد حسین مقیمی استاندار وقت خوزستان در سخنان خود از شخصیت علامه ی شوشتری تجلیل کرد؛ که خلاصه ی آن چنین است: «علامه ی محقق ما نیازی به معرفی ندارد، چرا که نام مُکرم ایشان در پهنای عالم اسلامی از درخششی ویژه برخوردار است.

علامه ی شیخ چهره ی سرشناس فرهنگ و فقاهت، علی الخصوص در علم الرجال اند که می توان از ایشان به عنوان نادره ی نام آور دوران خود در خطه ی مؤمن پرور خوزستان یاد کرد ....

آزادگی، تواضع، صراحت لهجه، تیزهوشی، پُرکاری، صداقت، انعطاف مؤمنانه و دقت در رعایت امور دینی، اجرای احکام و هدایت مؤمنین و مسلمانان از بارزترین خصوصیات ایشان است. علامه ی شیخ ملتقای عشق الهی و دانش خاکی است» .

حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا سید محمد آل غفور امام جمعه ی وقت شوشتر ضمن بیان    گذشته ی علمی شوشتر اظهار داشت که شوشتر به عنوان شهرستان دارالمؤمنین از گذشته مهد علم بوده و شخصیت های بزرگی را پرورش داده است مانند: سید نعمت الله جزایری، قاضی نور الله شوشتری (شهید ثالث) و ... ایشان در ادامه ی سخنان خود از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استانداری خوزستان، انجمن شوشتری ها، سازمان های مختلف، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و شرکت کشت و صنعت کارون به خاطر برپایی کنگره تشکر کرد.

در ادامه ی برنامه ها آقای سید حسن تقی زاده سخنانی ایراد کرد؛ سپس اشعاری توسط آقایان محب به گویش شوشتری و صالحه به زبان فارسی خوانده شد.

پس از آن یکی از روحانیون حاضر در کنگره سخنانی ایراد کرد و سپس استاد ابوالقاسم گرجی از اساتید نامی کشور سخنرانی نمود و ضمن تجلیل ا زشخصیت علمی و پژوهشی علامه ی شیخ به نقل نکاتی از نوشته های ایشان پرداختند که بیانگر تسلط بی چون و چرای علامه ی شیخ شوشتری در علوم مختلف به ویژه «علم حدیث» می باشد.

حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه ی اهواز نیز سخنانی ایراد کردند که اجمالاً به قرار زیر می باشند:

«شکر و سپاس به درگاه خداوند بزرگ به جهت این که این کنگره در حالی برگزار می شود که علامه ی بزرگوار شیخ شوشتری در قید حیات هستند.

اسلام اهمیت خاصی به ارتباط بیان مردم و علما داده تا آنجا که نظر بر (وجه عالم) را مانند نظر بر کعبه یا قرآن یا وجه مبارک امیرالمؤمنین علی (ع)، عبادت دانسته است» . ایشان به اهمیت «علم حدیث» اشاره کردند و تلاش های کسانی که می خواستند از طریق احادیث در دین انحراف ایجاد کنند و نیز سهل انگاری بعضی روات حدیث را یاد آور شدند و تلاش های علمای بزرگی چون شیخ شوشتری، که برای پالایش مذهب از احادیث غیر دقیق متحمل زحمات بسیاری شدند را ارج نهادند.

سپس حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا شیخ بهاءالدین شریعت برادر شیخ شوشتری با نقل آیاتی از قرآن مجید، درباره ی ارزش علم و علما در اسلام، از مقام شامخ علمی شیخ محمد تقی شوشتری تجلیل به عمل آوردند.

روز سوم کنگره به برنامه های زیر اختصاص داشت:

1-    دیدار میهمانان با علامه ی شیخ در بیت ایشان؛ چرا که به دلیل بیماری و کهولت سن نتوانسته بودند در کنگره حضور یابند.

2-  افتتاح کتابخانه ی پنج هزار جلدی علامه ی شیخ شوشتری توسط آقای مسجد جامعی (معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) و با حضور بعضی شخصیت ها مانند زنده یاد حجت الاسلام و المسلمین علی دوانی.

3-    بازدید از نمایشگاه نقاشی و عکس اماکن متبرکه، بقاع، آثار باستانی و جاذبه های جهان گردی شوشتر.

در خاتمه لازم است ضمن عذرخواهی از نقص مطالب، به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات مورد نیاز، جا دارد از همکاری ارزنده ی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شوشتر تشکر کنیم؛ زیرا اگر این همکاری نبود به همین مقدار از اطلاعات هم، دست نمی یافتیم.

 

لیست اسامی شخصیت های علمی، مسئولین و هنرمندان شرکت کننده در کنگره علمی علامه شیخ شوشتری

 

 

1-    قرائت قرآن افتتاحیه توسط آقای شهید زاده.

2-    مسئول دبیرخانه ی کنگره آقای ارومیه چی ها.

3-    کارمند دبیرخانه ی کنگره آقای شفیعی شکیب.

4-    نماینده ی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آقای احمد مسجد جامعی.

5-    مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان حجت الاسلام و المسلمین عبدالکریم فرحانی.

6-    استاندار خوزستان آقای مقیمی.

7-    امام جمعه ی شوشتر حجت الاسلام و المسلمین سید محمد حسن آل غفور.

8-    رئیس اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شوشتر آقای سید محمد حسن تقی زاده.

9-    شیخ بهاءالدین شریعت جعفری.

10-دکتر محمد علی شیخ فرزند علامه شیخ.

11-آیت الله مرعشی.

12-آیت الله موسوی جزایری نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه ی اهواز.

13-سید کاظم صدر السادات دزفولی.

14-آیت الله جعفر سبحانی.

15-حجت الاسلام و المسلمین علی دوانی (مورخ اسلامی).

16-دکتر قیس آل قیس (شاعر عرب زبان و استاد دانشگاه های تهران).

17-محد باقر محب زاده (شاعر- شوشتر).

18-حاج غلامرضا مؤذنی (شاعر- شوشتر).

19-خدارحم ادیب نژاد (شاعر- شوشتر).

20-فتح الله اسلامی نیا زارع (شاعر).

21-دکتر سید جعفر حمید (شاعر).

22-عیدی شیر افکن (شاعر- شوشتر).

23-محمد حسین سخائی (شاعر- شوشتر).

24-محمد علی مهدی آبادی «صالحه» (شاعر- شوشتر).

25-محمد کاظم شاهپور نژاد(شاعر).

26-علی محمد روحانی نژاد(شاعر- شوشتر).

 

«محل تصاویر کنگره»

 

همایش

 حاج شیخ محمد رشید

 ضیائی دزفولی

آشنایی با ضیایی دزفولی

 

مرحوم حجت الاسلام  و المسلمین حاج مولی محمد رشید، متخلص به «ضیایی» فرزند مرحوم     حاجی بابا در سال (1247 ه.ق) در دزفول چشم به جهان گشود. تحصیلات اولیه ی خود را در دزفول به پایان رساند و در دوران حیات خویش از محضر مرحوم حجت الاسلام آقای «آقا سید حسین بزرگ» فرزند مرحوم «آقا سید عبد الکربم موسوی» از سادات محترم «گوشه» استفاده کرد.

ضیایی پس از آن در نجف اشرف از محضر درس خاتم الفقهاء و المجتهدین «آیت الله حاج شیخ مرتضی انصاری» برخوردار شد. پس از ارتحال شیخ مرتضی انصاری رهسپار سامرا گردید و در خدمت «میرزا محمد حسن شیرازی» به تکمیل علوم دینی پرداخت. مرحوم ضیایی از هر دو استاد بزرگوار خود اجازه ی اجتهاد داشته است. وی سپس به نجف اشرف مراجعت نمود و در آنجا از محضر درس مرحوم «آقا سید مرتضی کشمیری» برخوردار شد.آن گاه به دزفول بازگشت و در آنجا حوزه ی درسی خود را دایر کرد.

وی عالمی مطلع در علوم دینی، تاریخ و ادبیات فارسی و عربی، مجتهدی متقی و پرهیزگار، واعظی مبرز و دانشمند و شاعری بزرگ با طبعی غرا و معلوماتی جامع بود؛ ولی ضیایی دزفولی هیچ گاه خود را شاعر ندانسته است. در دوران او شاعران دیگری نیز بودند ولی هیچ کدام شهرت مرحوم ضیایی را به دست نیاوردند.

ضیایی در ورع و تقوا نیز شهرت داشته است چنان که از آب «قمش اصلان آباد» که در محله های جنوبی شهر جریان داشته هیچ گاه وضو نگرفت؛ به این علت که ممکن است در مالکین آن صغیری ناراضی به استفاده ی از آن آب، وجود داشته باشد.

حاج آقا بزرگ تهرانی در جلد نهم الذریعه به مسئله ی تقوای ضیایی اشاره می کنند و می فرمایند: «کان یعیش من الکسب و لا یتصرف فی وجوه البریه و هو فی غایه الورع» یعنی «زندگی او از راه کسب اداره می شد، در وجوهات شرعی تصرف نمی کرد و در نهایت تقوا و پاک دامنی بود».

اشعار مرحوم ضیایی غالباً قصیده و مدح ائمه ی اطهار (ع) است. وی این مدیحه سرایی آل رسول  اکرم (ص) را سبب نجات خود می داند. از این شاعر و مداح اهل بیت (ع) تنها قسمتی از دیوان وی تحت عنوان زهرائیه به جای مانده، که یک بار در سال (1330 ه.ق) در بمبئی هندوستان به چاپ رسید و بار دیگر در سال (1323 ه.ش) در تهران به نام کلیات دیوان ضیایی چاپ شد. این دیوان با بخش زهرائیه ی دیوان که به جای مانده است به همت انتشارات عالمشاه (دزفول) در اربعین حسینی سال (1420 ه.ق) تجدید چاپ شد. شاعر خود درباره ی وجه تسمیه ی زهرائیه چنین می گوید:

نام این مجموعه زهرائیه آمد زین سبب

اول    و    آخر    به    نام    زهر ا  ستی

مرحوم ضیایی پس از مدتی توقف در دزفول چند صباحی در خرم آباد و بروجرد به تدریس اشتغال داشت و بعد به نجف اشرف رفت و در پایان عمر دوباره به دزفول بازگشت و سرانجام در سال (1333 ه.ق) پس از 85 سال زندگی، بدرود حیات گفت و در مقبره ی استاد خود «آقا سید حسین گوشه»، در نزدیکی مسجد لب خندق به خاک سپرده شد.

بعدها چون مقبره ی مذکور در مسیر خیابان شهر واقع و ویرانه شده بود، توسط اهالی خیراندیش دزفول پس از مدتها پیکر مرحوم آقا سید حسین گوشه و شاگرد او (مرحوم ضیایی) به مسجد ملا حاجی انتقال یافت و در آنجا دفن گردید.

آن گونه که از پیش گفتار دیوان ضیایی به قلم دکتر گوشه گیر برمی آید، مرحوم ضیایی در ایام حیات و در شهر خود گرفتار آلام روحی زیادی بوده است. این تألمات به حدی در او تأثیر داشته که در تمام قصاید خود، به کنایه از آنها یاد کرده و نالیده است.به نظر می رسد همه ی آن صدمات و آلام فراوان، نتیجه ی صراحت لهجه و عقیده ی شاعر بوده است.

نمونه ای از اشعار ضیایی دزفولی:

بسکه زآسیب فلک آزرده جان و دلفگارم

چون غزال اندر هراس از انس اهل روزگارم

شد سیه اندر غمت ای دوست روز اشتیاقم

شد سپید اندر رهت ای یار چشم انتظارم

نمونه ی دیگر:

هر روزه این سبکسر چپگرد بیقرار

یک روزنامه میدهد از دفتر نهار

فرض است استماع نصیحت از این جهان

بر صاحبان فکرت و ارباب اعتبار

یا رب که جز تو می شنود داد این گروه

جز سوی تو کجا رود آخر امیدوار

گیرم که جرمشان زجهانی بود فزون

کی در خور است عفو ترا ای کرم شعار

دیدار آخرین و مجال مقال نیست

واندر گلوی حوصله زانبوه غم فشار

رفت از میانه گرچه ضیایی ولی نرفت

از یاد عارفان به سخنهای آبدار

 

 

 

منابع:

 

1-  اندیشمندان دزفول، مؤلفان: محمد حسن عرب، احمد لطیف پور، انتشارات فرهنگ مکتوب، تهران، چاپ اول، 1384. (منبع اصلی)

 

2-    زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، آیت الله حاج شیخ مرتضی انصاری (سبط شیخ)، انتشارات فارس الحجاز،قم، 1384.

 

3-    مقدمه ی «زهرائیه»ضیایی- دزفولی،کتاب خانه و قرائت خانه سید عالمشاه، چاپ دوم، قم، مرداد ماه 1371.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برنامه های کنگره ی ضیایی دزفولی

روز اول کنگره : پنجشنبه 9/9/1374

 

1-    خیر مقدم مجری و سرود  جمهوری اسلامی ایران.

 

2-    تلاوت قرآن مجید.

 

3-    خیر مقدم حضرت آیت الله محسن اراکی، امام جمعه ی وقت دزفول.

 

4-    سخنرانی استاندار خوزستان.

 

5-  سخنرانی حضرت آیت الله سید علی شفیعی نماینده محترم مردم خوزستان در مجلس خبرگان و ریاست دادگستری استان خوزستان.

 

6-    شعر از احمد انصاری (استاد دانشگاه).

 

7-    مقاله از دکتر محمد رضا سنگری استاد دانشگاه های تهران و دزفول.

 

8-    سرود از وحید تاج.

 

9-    شعر از محمد صادق محقق استاد دانشگاه دزفول.

 

10-شعر از بهزاد منش (اهواز).

 

11-شعر از حسین چهارلنگ (اندیمشک).

 

12-شعر از شریعتمداری (بروجرد).

 

13-پذیرایی.

 

14-مقاله از محمد قناد (اهواز).

 

 

 

برنامه های کنگره ی ضیایی دزفولی

روز دوم کنگره : جمعه 10/9/1374

1-    تلاوت قران مجید.

 

2-    قرائت مقاله از احمد انصاری (استاد دانشگاه).

 

3-    سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حیدری امام جمعه ی موقت اهواز.

 

4-    قرائت شعر.

 

5-    قرائت شعر.

 

6-    سخنرانی آقای مخبر معاون استاندار خوزستان.

 

7-    قرائت شعر.

 

8-    قرائت شعر.

 

9-    سرود.

 

10-قرائت شعر.

 

11-قرائت شعر.

 

12- پذیرایی.

 

13-قرائت شعر.

 

14-قرائت شعر.

15-قرائت شعر.

گزارش کار کنگره ضیایی دزفولی

 

به همت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان دزفول، انجمن ادبی شیدا و همکاری انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان، کنگره ی بزرگداشت مجتهد و شاعر اهل بیت (ع) حاج شیخ محمد رشید ضیایی دزفولی (ره) در تاریخ (نهم و دهم آذر ماه 1374) در مجتمع فرهنگی سینمایی دزفول برپا شد.

پیش از این همایش، طی فراخوانی از نویسندگان، محققان و شاعران کشور دعوت به همکاری شد و حاصل این فراخوان 150 مقاله و شعر بود که پس از بررسی آثار رسیده، تعدادی از آنها برگزیده شدند. مقالات و اشعار برگزیده، در بولتن کنگره به چاپ رسیدند و هنگام برپایی کنگره، بولتن به حاضرین اهدا شد.

 

روز اول کنگره (نهم آذر ماه):

کنگره با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و پخش سرود جمهوری ایران آغاز شد. سپس حجت الاسلام و المسلمین اراکی نماینده ی محترم ولی فقیه و امام جمعه ی دزفول، ضمن خیر مقدم به همه ی میهمانان و قدر دانی از دست اندرکاران برپایی این کنگره که در طول ماه های گذشته برای برپایی این کنگره شبانه روز تلاش نموده اند، بر لزوم بزرگداشت یاد و خاطره ی مردان علم و اندیشه تأکید کردند.

پس از ایشان حجت الاسلام و المسلمین فرحانی مدیر کل ارشاد اسلامی خوزستان و دبیر کنگره، ضمن گزارشی از کنگره، از تمامی دوستداران علم و حکمت که با کنگره همکاری کرده اند، قدردانی نمود و اعلام داشت با توجه به موفقیت کنگره ای که برپا شده است در شناساندن علما، مجتهدین، عارفان و ادیبان، در آینده نیز این کنگره ها می یابد و از کلیه ی محققان، نویسندگان و شعرا جهت همکاری و یاری، استمداد طلبید.

پس از سخنان دبیر کنگره، نوجوان هنرمند «وحید تاج» با صدای گرم خود، اشعاری را از مرحوم ضیایی  برای مدعوین خواند و سرودی نیز اجرا کرد.

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حیدری امام جمعه ی موقت اهواز سخنران بعدی کنگره بود که در خصوص نقش علمای خوزستان در توسعه و تعمیق فرهنگ اسلام و تشیع برای حاضرین سخنان مبسوطی ایراد کرد.

استاد احمد انصاری از اساتید دانشگاه، غزلی را تقدیم مرحوم ضیایی نمود که مطلع آن چنین است:

 

سرود سرخ ضیایی رثای زهرا (س) بود            حدیث  غربت   کبرای  آل  طاها   بود

بلند  بام  نگاهش   به  چشمه   خورشید            شکوه شوکت شعرش خروش دریا بود

شاعر بعدی آقای دکتر محمد صادق محقق از اساتید دانشگاه، شعری با این مطلع سرود:

 

نازم صدفی را که در او گوهر عشق است            زیبنده قبایی است که بر پیکر عشق است

با   دیده   دل   دید   که   سالار   شهیدان             فرمانده   پیروز گر   لشکر   عشق   است

«زهرائیه اش»   قصه   تاراج  خزان   نیست            نستوهی سرواست که ازجوهر عشق است

 

شاعر بعدی آقای حسین چهار لنگ (دلجو) از اندیمشک شعری سرود با این مطلع:

 

گر چه سر گردان چو کاهم در بیابان ادب            ذره سان می رقصم از شوق بزرگان ادب

هم رشید و راشد و هم مرشد و هم ارشد است            هم شهیر دانش و هم شیخ شایان ادب

ای  که  بر  آرامگاهش  گاهگاهی  می روی            نقش کن  بر سینه  تعظیم ، دستان  ادب

 

سپس آقای محمد شیدای دزفولی مسئول انجمن ادبی شیدا که در طول برگزاری کنگره تلاش های زیادی نمود، غزل زیبای خود را برای حاضران خواند:

 

آرزویم   بود  تا   باور  کنم            دامنم  را غرق  در اخترکنم

دور از چشمان هر بیگانه ای            با ضیایی قصه ای دیگر کنم

با  ترانه  ساز  دیرین   طریق            دیده  و دل راهی خیبر  کنم

 

آقای محمد حسین اوسپید با غزلی به استقبال شعر زهرائیه ی ضیایی رفت:

 

شوره زاری است دلم بار و بری نیست که نیست

بغض لالی است خدا چشم تری نیست که نیست

وقت پرواز رسیده است چه باید بکنم؟

ای دریغا که دگر بال و پری نیست که نیست

گفت آن شاعر آغشته به غم با دل من

نالة سوختگان را اثری نیست که نیست

 

سپس خانم عفراوی شعر خود را خواند.

آقا ی مهندس مقیمی استاندار خوزستان و عضو هیأت امنای انجمن آثار و مفاخر فرهنگی خوزستان آخرین سخنران برنامه ی افتتاحیه بود که با سپاس از همه ی هنرمندان، اندیشمندان و شاعران شرکت کننده در این کنگره، آمادگی انجمن و استانداری خوزستان را برای بزرگداشت یاد اندیشمندان اعلام کرد.

پس از آن شرکت کنندگان بعد از زیارت حضرت سبز قبا، اقامه ی نماز ظهر و عصر و صرف نهار، بر مزار شیخ محمد رشید ضیایی دزفولی حاضر شدند. در آنجا حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا مصطفوی از علمای دزفول درباره ی زندگی و مراتب علمی و فقهی مرحوم ضیایی (ره) سخنانی بیان داشتند. آن گاه یکی از مداحان اهل بیت (ع) اشعاری از مرحوم ضیایی را به سبک خاص آن مرحوم برای حاضرین اجرا کرد که مورد توجه آنان قرار گرفت. سپس مدعوین از بقعه ی متبرکه ی محمد بن جعفر طیار بازدید و ضمن زیارت، نماز مغرب و عشا را در آنجا برپا کردند.

 

روز دوم کنگره (دهم آذر ماه):

صبح روز جمعه کار کنگره پیگیری شد.

برنامه ی روز دوم شامل مقاله و شعر بود. اساتید گرامی آقایان احمد انصاری، استاد عرب و قناد دزفولی به ارائه ی مقاله پرداختند و شاعران میهمان به شعر خوانی پرداختند که اینجا نمونه هایی از آنها را ذکر می کنیم.

 آقای حاج غلامحسین سنگری (دزفول):

 

کاش می بود مرا سوز و نوایی که توراست

پر زدن، اوج گرفتن به هوایی که توراست

شاعر مرثیه و وعظ ضیایی عزیز

چه مسیحا نفس  روح فزایی که توراست

 

آقای خادمیون (بهبهان):

 

ندا دهید که گل بی نقاب می روید

ز باغ سبز نبی (ص) آفتاب می روید

ز یُمن  خامة  شیخ  ضیایی  دزفولی

هزار  بار  هزاران  کتاب  می روید

 

کوشا (بروجرد):

 

دلم گرفته به غمها چون آسمان تنگ است

بیا مرحمتی کن، مرا زمان، تنگ است

برای مرغ اسیری در آرزوی بهار

فضای کوچک تاریک آشیان تنگ است.

 

دانش (بروجرد):

 

منم که از نای دل تو را صدا می کنم

کرب و بلای تو را براز نوا می کنم

 

بهزاد منش (اهواز)

 

تا به سوی نینوا شوش نظر داریم ما

حرمتی دیگر فراسوی خطر داریم ما

ما به میقات وفا احرام همت بسته ایم

چون سفر تا کربلا مد نظر داریم ما

 

کاج (دزفول):

 

شعرهایت بوی عرفان می دهد

بوی شبنم بوی باران می دهد

پرده بردار حقایق، شعر تو

شبنم برگ شقایق، شعر تو

 

 

 

 

منصوری (اندیمشک):

 

می نویسم ز تو نام آور عشق

که تویی نابغة باور عشق

نام تو صفحة دل را رقمی است

یادگاری بود از دفتر عشق

 

مهدوی (دزفول):

 

بگشا دمی صحیفة تاریخ و هوشدار

اندیشه را بهمت احساس برشمار

یک دم به پند شیخ ضیایی تو دل سپار

هر روزه این سبکسر چپگرد بی قرار

یک روزنامه می دهد از دفتر نهار

 

دکتر حسین چوبین (استاد دانشگاه):

 

ضیایی ای لسان دین و مکتب

و انت من ابی الزهرا مقرب

ادیب و این ادب از خلق و عترت

من اخلاقهم انت المؤدب

 

محمود زاده (دزفول):

 

چون ضیایی در این راه رفتن

آخرین آرزوی دل ماست

زندگی بجز یافتن نیست

ور نه سرگشتگی حاصل ماست

 

 

شریعتمداری (بروجرد):

 

زمین به غربت تنهایی ام نشست و گریست

و آسمان به زمین آمد و شکست و گریست

کبوتر  حرم ،  تن  مرا  چو  تنها  جست

از آستانة تنها سینه جست و گریست

 

کاظمی (اهواز):

 

تو مثل یاس و مریم از تبار گرم خورشیدی

و مثل لاله ها از دودمان پاک صحرایی

 

در دومین روز کنگره تعدادی از مداحان مجمع الذاکرین شهرستان دزفول اشعاری از مرحوم ضیایی (ره) را برای حاضرین اجرا نمودند و با صدای گرم خود، مجلس را شور و حال دیگری بخشیدند.

در زمان برپایی کنگره، نمایشگاه خط و نقاشیِ یکی از هنرمندان برجسته ی خوزستان و نمایشگاه کتاب به همت کانون خواهران فرهنگ و ارشاد اسلامی دزفول بر پا شد، که مورد توجه و بازدید گسترده ی شرکت کنندگان در کنگره قرار گرفت.

بعد از ظهر جمعه، میهمانان کنگره از مرکز تحقیقات کشاورزی،  باغات و مرکبات اطراف دزفول بازدید کردند.

 

 

تشکیلات ستاد کنگره ی شیخ محمد رشید ضیایی ذزفولی

 

-        روابط عمومی: آقایان جوهری و طهماسبی.

 

-        تبلیغات کنگره: آقایان سعادتی و عصاره.

 

-        تحقیقات و انتشارات: آقایان تاج و محمود زاده.

 

-        سمعی و بصری: آقایان آسالان، زارع و محبی.

 

-        نمایشگاه و فروشگاه کتاب و نمایشگاه خط و نقاشی: آقایان چکاوه، نفیسی و تجلی.

 

-        خدمات و تدارکات: آقایان صحاف، ناصری، صندوق ساز، ظهوریان و آذر شب.

 

-        پذیرایی کنگره: آقایان سعادتی، دیانت، چراغی و شمس الدین.

 

همایش

میرزا لطف علی صیفوری

(میرزای بختیاری)

 

آشنایی با میرزای بختیاری

 

مرحوم «ملا لطف علی صیفوری آرپنایی» (آرپناهی)، معلم قرآنِ عشایر، شاعر و ادیب گم نامی است که در طول حیات هشتاد و هفت ساله ی خویش با تمسک به قرآن، در مناطق دور افتاده ی عشایر بختیاری کمر همت به آموزش و هدایت مردمی بست که در سال های سیاه حکومت طاغوت (از زمان ناصر الدین شاه به بعد) تنها مأمن و جان پناه آنان مکتب خانه ی میرزا بود.

مرحوم میرزا، سال (1305 ه.ق) در یکی از مناطق عشایری مسجد سلیمان دیده به جهان گشود. در پنج سالگی به وسیله ی پدر خود «میرزا حاتم» به عمویش «میرزا ابوالقاسم» معلم مکتب آن زمانِ عشایر بختیاری سپرده شد تا در سن ده سالگی علاوه بر فراگیری قرآن نیمی از آن را حفظ کند.

آن روزگاران ملاها به شاگردان خود در مکتب: قرآن، شاهنامه، پنج الحمد، دیوان حافظ و اشعار سعدی ناصر خسرو و مولوی را یاد می دادند.

مرحوم میرزا لطف علی در بیست سالگی همه ی قرآن را حفظ کرد. وی 65 سال معلم مکتب خانه بود و در کنار آموزش قرائت قرآن به تفسیر آن نیز می پرداخت. از شاگردان ممتاز وی می توان از «ملا علی مراد صیفوری» نام برد که خود، شاعری توانا و از اهالی «لالی» بود.

مرحوم میرزا لطف علی صیفوری در اشعار خود «أغِثنی» تخلص می کرد. از وی دیوان شعری با عنوان «عشقنامه» یا «دیوان اغثنی» بر جای مانده است. این دیوان در سال (1380 ه.ش) به کوشش آقای «هوشنگ فرجی فر» به چاپ رسید. علاوه بر دیوان، کتاب دست نویسی در علم نجوم و نیز اشعاری پراکنده برجای مانده است.

به شهادت همگان میرزا، حرام و حلال را پاس می داشت. نماز را ترک نمی کرد و دمی از رعایت شئونات اسلامی باز نمی ماند. وی به سال (1392 ه.ق) برابر با (1350 ه.ش) در زادگاه خویش روستای «کِسِد آرپنا» دیده از جهان فرو بست.

همان گونه که ذکر شد، وی حافظ همه ی قرآن بود و زندگی را پیوسته با قرآن می گذراند. غرق آیات الهی بود و نشانه های عظیم این آیات را در چهره های گوناگون طبیعت از کوه و دره، گل و گیاه و هرگونه نبات و دام و طیور جستجو می کرد. مشهور است که پیوسته با عناصر طبیعی به لسان آیات الهی سخن می گفت.

میرزا لطف علی با اشعار کهن فارسی آشنایی کاملی داشت. زندگی، رفتار، گفتار و پندار او یاد آور روایت های منقول از عرفای بزرگ بود.

برای عشایر در حد مجتهدی عمل می کرد و ظاهراً چنین جوازی نیز به وی داده شده بود. زندگی بسیار ساده ای داشت. به اقصی نقاط بختیاری مسافرت می کرد و همت والایش را جهت تعلیم نوباوگان مصروف می ساخت.

تقوای میرزا زبان زد عشایر بود؛ همیشه به مختصری قناعت می کرد و از خدا می خواست که چیزی از بهره ی دنیوی نصیب او نکند.

بسیاری از فرهیختگان بختیاری و نام آوران منطقه ای این دیار که اغلب چهره های شاخص عشایری بودند، شاگردان ملا لطف علی صیفوری آرپنائی محسوب می شوند. آرامگاه وی در «دره ی چُلبار»    - منطقه ی عشایری از توابع لالی-  قرار دارد.

 

منابع:

 

1-    دیوان میرزای بختیاری (اغثنی)، به کوشش: هوشنگ فرجی فر، نشر سیمرو، تهران، 1380.

2-  یادنامه ی کنگره ی بزرگداشت میرزا لطف علی صیفوری آرپنائی (میرزای بختیاری)، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان خوزستان.

3-    مقاله ی آقای فریبرز فروتن در یادنامه ی فوق الذکر با عنوان: «شرحی بر زندگی و شخصیت میرزای بختیاری».

 

نمونه ی اشعار میرزای بختیاری:

 

هر آنکس در سرش شوری نباشد

و   یا   اندر   دلش   نوری   نباشد

زند   سر پنجه   گر  با  رستم زال

چو بی عشق است، زنبوری نباشد

 

در توحید:

 

خدایا همه وقت یاری نما            زبانم به توحید جاری نما

بویژه بهنگام  رفتن  ز دار            کلام شهادت  بیادام  بیار

به شهد شهادت زبانم بگیر            بیامرز  آنکه  روانم  بگیر

 

در دوستی پیامبر و خاندان وی:

 

سرا پای «أغثنی» می شود حد            چو   آرد   بر   زبان  نام  محمد

ز  نور   ذات   پاکش   آفریده            خداوند   دو   عالم   از    زبرجد

علی  با   ذوالفقار  و   قنبر  آمد             نسیمش به ز مُشک و عنبر آمد

همه  جانها  فدای  خاک  پایش            که  در  دنیا  و  عقبی رهبر آمد

 

در انتظار فرج:

 

در شب ظلمت گرفتاری، اغثنی غم مخور            میدرخشد صبح روی مهدی صاحب الزمان

 

آمد   نشان   از   بی   نشان   آرم     بتقریر    بیان

کی  آگهی  یابی  از  آن  هذا   صراط     مستقیم

ارض  و  سما  با  دیگران  خورشید  ماه    اختران

مانند    پنهان    و    عیان    هذا    صرط   مستقیم

هریک به رنگ دیگری آن دیوک آمد این پری

یک  رنگ  شو  تا  رهبری  هذا  صراط   مستقیم

از  خلق  خالق  می توان  بشناختن  او   را   چنان

از   منشآت   این   و   آن   هذا   صراط   مستقیم

پند   خردمندان   دلا    بشنو   بخوانش    بر   ملا

اطلال ها   برگو   صلا    هذا    صراط     مستقیم

مهمان شمارد  رایگان نانی که خورد از  شایگان

رو   سوره   تکثیر   خوان   هذا   صراط   مستقیم

بس  کن  «أغثنی»  گفتها  دُرهای   معنی   سفتها

بیدار   کم   کن   خفتها   هذا    صراط    مستقیم

 

 

گزارش کنگره میرزای بختیاری

مسجد سلیمان- اردیبهشت ماه 1376

 

    بعد از تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی، کنگره با          پیام حجت الاسلام و المسلمین آقای علی اکبر ناطق نوری رئیس مجلس شورای اسلامی آغاز به کار کرد.

بخشی از پیام ایشان که به وسیله ی آقای دکتر محمد رضا موالی زاده خوانده شد، بدین گونه است: «عشایر آگاه و غیرتمند ما در استان خوزستان اعم از عزیزان عرب، لر و بختیاری و سایر اقشار به    گونه ای برجسته مجهز و مسلح به دو ویژگی عرفان و حماسه بوده در میدان فرهنگ و اندیشه به خوبی جلوه نموده و بروز و ظهور داشته اند. عشایر عزیز بختیاری پیوسته در راستای پاسداری از عرصه ی معنویت و حریم مقدس دیانت گام برداشته و با شجاعت در مقابل دشمنان سینه سپر کرده اند ... ».

سپس پیام آقای سید مصطفی میر سلیم وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وسیله ی حجت الاسلام و المسلمین فرحانی مدیر کل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان خوانده شد. بخشی از پیام ایشان چنین می باشد:

«سینه سار کوه های ستبر و همیشه استوار آن سامان، مردمانی را در دامان خویش پرورانده است که با تکیه بر فرهنگ والی مذهبی و قومی در گذراندن عمر، سربلند و نستوه پیوسته در استحکام ریشه های اعتقادی و باورهای مذهبی بر حبل الله چنگ زده و سر افراز تر از قله های ایستای آن سامان مجال نفوذ را از باورهای شیطانی و استعمار سلب کرده اند ... ».

برنامه ی بعدی همایش به سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا فرحانی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان تعلق داشت. ایشان در بخشی از سخنان خویش فرمودند: «استان ما استانی بزرگ با مردمانی غیور و عشایری غیرتمند و متدین است. تعدد و تنوع فرهنگ ها در استان، ضرورت سرمایه گذاری فرهنگی مضاعف و توجه به ذخائر فرهنگی مناطق را ایجاب می کند، در ادامه  سیاست های معرفی مفاخر در آینده ی نزدیک کنگره علی بن مهزیار اهواز، عبد علی حویزی صاحب تفسیر نور الثقلین و علامه وحید بهبهانی را در استان با عنایت و مساعدت سروران خواهیم داشت ...». ایشان در بخشی از سخنان خود گفتند: « پس از فراخوان مقاله جمعاً 25 مقاله و شعر به دبیرخانه ی کنگره ارسال شده بودکه از این تعداد 4 مقاله و 4 قطعه شعر در کنار سخنرانی های کارشناسی اساتید فن جهت ارائه در این مجمع انتخاب گردید. همچنین نمایشگاهی شامل عکس هایی از محل زندگی و تدریس میرزا و مکتب انجمن مفاخر به عنوان برنامه های جنبی کنگره دائر گردید».

بخش دیگر برنامه به سخنرانی حضرت آیت الله موسوی جزایری نماینده ی محترم ولی فقیه در استان و امام جمعه ی اهواز، اختصاص داشت. گزیده ای از سخنان ایشان بدین شرح است: «نقشی که ادبا، شعرا، هنرمندان، دانشمندان و اشخاص فاضل در رابطه با اشاعه ی این فرهنگ مقدس داشته اند نقشی بسیار بالا و والایی بوده است و لذا ائمه ی اطهار (ع) هم بیش از حد این شخصیت های ارزشمند، بها داده اند. امام صادق فرمود: خدای تبارک و تعالی در مقابل سرودن هر بیت در کمالات الهی اجری در بهشت عنایت می فرماید.... این میرزای بختیاری، این شخصیت برجسته ای که ما امروز تعدادی از اشعار عارفانه، الهی، حماسی و اخلاقی اش را ملاحظه کرده ایم، بُعد ادبی و فصاحت و بلاغتی که در آنها بکار برده و کلمات نغزی که استفاده کرده و همچنین نکته پردازی هایی که در اشعار این عارف موج می زند بسیار برجسته است ... ».

سخنران بعدی آقای مهندس مقیمی استاندار محترم خوزستان بود. ایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند: «وقتی در این جلسات مطرح می کنیم ملا لطفعلی صیفوری که در بخش عشایری مسجد سلیمان در جایی که از مکتب و مدرسه اثری نبود، حافظ قرآن می شود برای جوانان امروز راهی را باز می کند که در مسیر آن رستگاری و دستیابی به حقایق الهی خواهد بود. در آن شرایط سخت و دشوار و در آن وضعیت ناهنجار که در گذشته داشتیم،‌نه ارتباطات جمعی، نه انتقال اخبار و اطلاعات به سادگی و راحتی انجام می شد؛ چنین کسانی با تمسک به قرآن به خود سازی و کسب معرفت پرداختند ...».

سخنران بعدی حجت الاسلام و المسلمین سید ابوالقاسم یعقوبی امام جمعه مسجد سلیمان بود. بخشی از سخنان ایشان چنین است:

« ... واقعاً جای تأمل و تفکر است که چطور می شود یک انسان در منطقه ای که دور از معلم و مدرسه و کتابخانه و ابزار تعلیم و تعلم است به یک چنین عرفانی و یک چنین درک قرآنی و به یک چنین برهانی راه پیدا کند، چرا که سخن گفتن قرآنی، حرف زدن عرفانی و کلام راندن برهانی در یک چنین منطقه ای بدون موهبت الهی امکان پذیر نیست و اگر گفته شودکه هر چه میرزای بختیاری داشته از عنایت پروردگار و عنایت اهل بیت (علیهم السلام) است سخن بیجائی نیست ...».

بعد نوبت به سخنرانی آقای دکتر امیدوار رضائی نماینده ی محترم مردم مسجد سلیمان در مجلس شورای اسلامی رسید. وی در سخنان خود این سئوال را مطرح کرد که: «چرا صفات پسندیده ی اقوام و طوایف کمرنگ جلوه داده می شد و یا به فراموشی سپرده می شود و بلعکس سنن ناهمگون و صفات ناپسند به فرهنگ اقوام غیرتمند وارد شده و بزرگ جلوه داده می شود؟ این یک سئوال بسیار اساسی است، چه دستهایی در کار است که می خواهد صفات نیکو همچون خداجوئی، انسان دوستی، مهمان نوازی، گذشت و علاقمندی به اهل بیت و قرآن کریم در این قوم مخفی بماند و کمرنگ جلوه داده شود و برعکس مسائل دیگرشان بزرگ ظاهر شود؟».

پس از ایشان حجت الاسلام و المسلمین حاج سید نورالدین طباطبایی استاد دانشکده ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید چمران اهواز، رشته ی سخن را به دست گرفت و پس از شرح واقعه ی مباهله (بدین دلیل که سالگرد آن مصادف با آن ایام بود) به برخی از ویژگی های مثبت قوم بختیاری اشاره کرد: «... در قوم لر و بختیاری جز شیعه دوازده امامی، هیچ فرد مسلمان دیگری تحت هیچ عنوان دیگری دیده نمی شود ... ویژگی دیگر ... اینست که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این قوم جز راه حق و اطاعت از ولایت و حمایت از انقلاب نپیموده اند ... شما در هیچ جا به اندازه ی کوههای بختیاری امام زاده ی اصیل النسب پیدا نمی کنید ... این مطلب نشانه ی این است که آنها از تعقیب دشمنان به اینجا پناه برده اند و اینجا را ملجاء و پناه خود می دانستند. تشخیص داده بودند که زاگروش زادگاه و زندگی این ایل، محل علاقمندی به اهل بیت عصمت و طهارت است ... نشانه ی دیگر بر علاقه و ایمان و عشق به ولایت و اهل بیت طهارت در این قوم و قبیله، وجود سادات است. اینقدر ماشاء الله سادات در این قوم و قبیله زیادند که قابل شمارش نیستند ... عشایر همه سلحشورند اما شما از یک سلحشوری ویژه ای برخوردارید».

ایشان در ادامه به خدمات ارزنده ی بختیاری ها در سال های دفاع مقدس اشاره و مثال هایی را نقل کرد و در نهایت گفت: «از اندیشمندان این قوم هم می خواهم یک بازنگری در سروده های شادی و  سروده های سوگواری این قوم بکنند و اگر مضامینی هست که با اعتقادات ما سازگاری ندارند، اینها را حل و اصلاح کنند و ذوق ادبی و شعریِ این قوم را در مسیر تعالی دینی ... هدایت کنند».

سپس مقاله ی آقای فریبرز فروتن ارائه شد که تحت عنوان «شخصیت و زندگی یمرزای بختیاری» بود. از آنجا که در صفحات پیش در بحث آشنایی با میرزای بختیاری از این مقاله استفاده شد، از تکرار مطالب خودداری می کنیم.

مقاله ی بعدی توسط آقای دکتر یاور شاولی تحت عنوان «نقش مفاخر در بالندگی و باروری فرهنگی جامعه» ارائه شد. وی پس از قرائت شعری به گویش بختیاری، به عوامل تداوم حیات و بقاء فرهنگی و اجتماعی یک جامعه اشاره کرد و این را مانع انحطاط فرهنگی جوامع و مایه ی رشد، ترقی و بالندگی آنها دانست. آن عوامل عبارتند از:

       1-  عوامل ارثی و نژادی                                        2- عوامل محیطی و جغرافیایی

       3- سابقه ی فرهنگی (آداب و سنن و شعایر)            4- وجود مفاخر فرهنگی و اندیشمندان

ایشان در ادامه ی مطالب خود این سئوال را مطرح کردند که: «چرا مفاخر فرهنگی مانند میرزای بختیاری باعث بالندگی جامعه می شوند»؟ در پاسخ این سئوال به شرح عوامل ذیل پرداختند:

1-    چون این مفاخر به نوعی احیاگر تفکر دینی بوده اند.

2-    اینان (مفاخر) به جامعه هدف می بخشند.

3-    اینان جوامع را از ابتلائات سوء و گرفتاری های اخلاقی و اجتماعی نجات می دهند.

4-    مفاخر نقش سازنده دارند.

مقاله ی بعدی به آقای امید حلالی تعلق داشت. وی ضمن تمجید از نقش تاریخی و فرهنگی ایل بختیاری به شرح شخصیت فرهنگی یمرزای بختیاری پرداخت. ایشان یکی از عوامل دل نشینی ابیات میرزای بختیاری را پیوند این اشعار با ایات قرآنی و احادیث ائمه ی اطهار (ع) دانست.

آقای حلالی انواع اشعار میرزا را «غزل» ، «مثنوی» ، «چهار پاره» ، «رباعی» و «تک بیت» تقسیم نمود و به نوعی از دو بیتی های وی اشاره کرد که مصرع اول و مصرع چهارم آن با هم، هم قافیه می باشند و در کار هیچ شاعری تا به حال دیده نشده است.

وی اشعار میرزای بختیاری را از لحاظ محتوا و درون مایه ی اشعار به بخش های زیر تقسیم کرد:

 

1-    حکمت و اندرز

2-    سوگ سرود و مرثیه

 

3-    تغزلات عرفانی

4-    عبادت و راز و نیاز

 

ایشان در نهایت میرزا را انسانی والا، متعهد، معتقد، عارفی بزرگ و شاعری توانمند دانست که دل وی برای اهل بیت پیامبر اکرم (ص)، آیین، مردم و سرزمین خود می تپید.

از اشعار عرضه شده به کنگره، می توان به شعر «112 بهار» حبیب الله بهرامی (شهنی) اشاره کرد.

 

«تصاویر کنگره»

 

همایش

علی ابن مهزیار

 اهوازی

 

آشنایی با علی بن مهزیار اهوازی

 

ابو الحسن علی بن مهزیار اهوازی یکی از فقهای بزرگ، محدثان امین و دانشمندان راستین شیعه       می باشد. وی از سوی برخی ائمه شیعه (ع) نمایندگی داشته است. ابن مهزیار با چهار امام هدی، معاصر بوده است. بنا به نوشته ی کتاب «رجال» برقی، ایشان یکی از یاران ممتاز علی بن موسی الرضا (ع)، امام محمد تقی (ع)  و امام علی النقی(ع) به شمار می رود.

شیخ اجل طوسی (محمد بن حسن 385- 460 ه.ق) در کتاب رجال خویش علاوه بر این که او را از اصحاب حضرت رضا (ع) می داند، نوشته است:دانشمندی موثق و دارای اعتقادی درست بود و نیز او را از اصحاب امام جواد (ع) و امام هادی (ع) نیز محسوب می دارد. ( برخی منابع، وی را هم عصر امام حسن عسکری (ع) نیز دانسته اند.)

درباره ی زادگاه علی بن مهزیار چند نظر مطرح است؛ ولی خوشبختانه این نظرات فاصله ی چندانی با هم ندارند. به گونه ای که می توان میان آنها تلفیقی پدید آورد.

نجاشی در کتاب «رجال» خود نوشته است: «او از مردم دورق بود و از موالی است. پدرش نصرانی بود و اسلام آورد. و گفته اند که علی نیز در صغر سن، نصرانی بود ولی بعد مسلمان شد و خداوند با شناخت اسلام و مذهب تشیع بر وی منت نهاد». 1

شادروان استاد علی دوانی در صفحه ی 108 جلد اول کتاب مفاخر اسلام در توضیح «دورق» آورده است: «دورق قلمروی از شهرهای امروز بندر ماهشهر و هندیجان و زیدون و خلف آباد خوزستان بوده است».

یادآور می شویم که دورق پس از سکونت قبیله ی بنی کعب در فلاحیه و به هنگام پادشاهیِ پهلوی اول به شادگان تغییر نام یافت و شهرهای بالا را نیز شامل می شد.

«کشی» در کتاب «رجال» خویش یاد می کند: «او از مردم هند (هندکان) بود که روستایی از روستاهای فارس است، متولد شد آنگاه در اهواز سکنی گزید».1

باید توجه داشت که منظور از هندکان همان هندیجان (یکی از شهرهای خوزستان) می باشد.

خیرالدین زرکلی دانشمند معاصر لبنانی در «اعلام» خود درباره ی علی بن مهزیار نوشته است: «علی بن مهزیار متوفای(حدود 250 ه.ق) فقیه امامی از مردم خوزستان است. اصل وی از «دورق» واقع در خوزستان است». 2

1-    رجال کشی، تألیف: ابی عمر محمد بن عمر بن عبد العزیز الکشی ‍]إختیار معرفه الرجال] دانشگاه مشهد، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، مرکز تحقیقات و مطالعات، 1348.

2-     ألاعلام، قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، تألیف: خیر الدین الزرکلی، الطبعه الثالثه، بیروت، 1969.

به طور کلی در مورد زادگاه علی بن مهزیار می توان به این نتیجه رسید که وی در هندیجان به دنیا    می آید،هندیجان از توابع دورق و دورق از توابع خوزستان بود.

باید به این نکته توجه داشت که منظور از «بلاد فارس» در متون عربی «ایران» می باشد و اهوازی بودن هم به معنای خوزستانی بودن است.

 

خاندان مهزیار:

این خاندان از شیعیان والامقام و از راویان مورد اعتماد و یاران ائمه ی اطهار (علیهم السلام) می باشند. برادر علی، ابو اسحاق ابراهیم بن مهزیار اهوازی از محدثانثقه شیعه در سده های دوم و سوم هجری قمری است. وی از یاران امام جواد (ع)، امام هادی (ع)، امام حسن عسکری (ع) و به استناد بعضی روایات از اصحاب امام مهدی(عج) نیز بوده است. ابو اسحاق ابراهیم دارای فرزندی به نام «محمد بن ابراهیم» بود،که بر اساس روایت کتاب رجال کشی، وی با وکیلان امام مهدی (عج) ارتباط داشته است. برادر دیگر علی بن مهزیار، داود بن مهزیار می باشد. شیخ طوسی در کتاب رجال خویش او را در شمار اصحاب امام جواد (ع) آورده است.

برادر سوم وی «محمد بن مهزیار» بود. به جز این افراد، از حسن بن علی بن مهزیارو فرزند او محمد، همچنین محمدبن ابراهیم و علی بن ابراهیم بن مهزیار نیز باید یاد کنیم و این دو تن اخیر از راویان مهم به شمار می روند.

علی بن مهزیار فرزندی به نام محمد داشت که فردی عالم و مؤمن بود. شیخ طوسی در کتاب «رجال» خویش او را از اصحاب امام هادی دانسته و می گوید: «او دانشمندی موثق است. نام وی در کتب مهمی مانند «خلاصه»ی علامه حلی، رجال ابو داود و «تنقیح المقال» مامقانی نوشته شده است.در «ربیع الشیعه»ی سید بن طاووس نقل شده که محمد بن علی بن مهزیار از سفرا و نمایندگان امام زمان (عج) می باشد و معتقدین به امامتِ امام حسن عسکری (ع) شکی در سفارت و نمایندگی وی نداشتند.

 

استادان علی بن مهزیار:

وی از محضر اساتید بزرگ و مهمی بهره برد. خوشبختانه در کتب رجال به ویژه کتاب ارزشمند «معجم رجال الحدیث» اثر جاودانه ی علامه خویی (ره) از حدود 55 نفر استاد علی بن مهزیار نام برده شده است و ما برای جلوگیری از اطاله ی کلام به نام برخی از آنها اکتفا می کنیم:

ابو داود مسترق، ابو علی بن راشد، ابان بن عثمان، حسین بن بشار، حسین بن سعید اهوازی (ظاهراً علی بن مهزیار به وسیله ی ایشان به محضر مبارک امام رضا (ع) مشرف شدند.)، حماد بن عیسی، عمرو بن عثمان، صفوان بن یحیی و فضاله بن ایوب.

 

شاگردان علی بن مهزیار:

        علی بن مهزیار همان گونه که استادان بسیاری داشت، شاگردان بسیاری نیز تربیت کرد که آنها نیز به نوبه ی خود از بزرگان اصحاب ائمه به شمار می رفتند؛ مانند: حسن بن علی بن مهزیار (فرزند وی)، ابراهیم بن مهزیار«ابو اسحاق» (برادر وی)، ابراهیم بن هاشم قمی، احمد بن ابی الحسین، احمد بن محمد بن عیسی، حسن بن علی کوفی، حسین بن اسحاق و به طور کلی در جلد 12 «معجم رجال الحدیث» نام 22 تن از شاگردان وی یاد شده است.

 

موقعیت علی بن مهزیار نزد ائمه ی اطهار:

علی بن مهزیار به عنوان مؤمنی راستین نزد ائمه ی هدی (علیهم السلام) از موقعیت ممتازی برخوردار بود. شاهد ما در این مدعا توقیعات عدیده ای است که از سوی آن بزرگواران درباره ی او صادر گردیده است؛ از جمله امام جواد (ع) در نامه ای به وی نوشته اند: «ای علی: خداوند جزای خیرت دهد، در بهشت برین جایت دهد، از ذلت و خواری در دنیا و آخرت مصونت گرداند و با ما محشور فرماید. ای علی: من در نصیحت، اطاعت، فرمانبری، خدمت، احترام و انجام وظیفه هایی که بر عهده ی تو است، آزمایش و امتحانت کردم و اکنون اگر بگویم شخصی را مانند تو ندیده ام، امیدوارم که درست گفته باشم (مبالغه نکرده باشم)، پس خداوند پاداش تو را از باغ های بهشتی عطا کند.

مقام و منزلت تو بر من پوشیده نیست و هم چنین خدمت های تو در گرما، سرما، شب و روز بر من پنهان نمی باشد؛ لذا از خداوند مسئلت دارم روزی که خلایق و بندگانش را محشور می کند، تو را مشمول رحمت بی پایان خویش [که آرزوی آن را داری] قرار دهد، همانا که خداوند دعا را رد      نمی کند».

این امام همام در نامه ی دیگری به علی بن مهزیار می فرماید:

«نامه ی تو به من رسید و از مضمون آن مطلع شدم، تو قلبم را پسرشار از شادمانی کردی، خداوند تو را شاد کند و من از خدای بلاگردان می خواهم مکر و نیرنگ هر دشمن بد کار را دفع کند. إن شاء الله». و باز در نامه ای دیگر می فرمایند:

«هر آن چه درباره ی قمی ها نوشته بودی به دست من رسید. خداوند آنان را رها سازد و گره از کار ایشان بگشاید. و از آن چه یاد کرده بودی خرسند شدم.

خداوند به بهشتی شدن تو را شاد کند و از تو راضی باشد زیرا من از تو راضی هستم. از خداوند عفو، بخشش و مهربانی او را خواستاریم چرا که: داشتن تکیه گاهی (وکیل) چون او ما را بس است».

علی بن مهزیار در نامه ای خطاب به امام جواد نوشت: «برای من دعا بفرمایید».

امام در پاسخ نوشتند: «... و اما این که درخواست کرده بودی برای تو دعا کنم، تو تا کنون نمی دانی خداوند تو را چگونه در نظر من قرار داده است و شاید تو را به نام نَسَبَت [ابن مهزیار] صدا کنم با آن همه عنایت و احترامی که برای تو قائلم

همایش

 تاریخ ، فرهنگ و تمدن

خوزستان

 

بسمه تعالی

همایش تاریخ، فرهنگ و تمدن خوزستان

                                                           برنامه های صبح                             سه شنبه 13/11/1377

ردیف

نام و نام خانوادگی

موضوع سخنرانی

ساعت

1

آقای موسوی

تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید

9 تا 10/9

2

آقای نشان مدیر کل محترم ارشاد

خیر مقدم

10/9 تا 30/9

3

آیت الله شفیعی

 

 

4

دکتر فرهنگ ارشاد

فرهنگ و ریشه های عناصر فرهنگی

30/9 تا 50/9

5

دکتر راستگفتار

جایگاه فکری و علمی خوزستان در تاریخ

55/9 تا 15/10

6

 

پذیرایی و نمایش فیلم

20/10 تا 11

7

دکتر امامی

ضرورت تدوین فرهنگ جغرافیای تاریخ خوزستان

05/11 تا 25/11

8

دکتر عمید زاده

خوزستان در دوره ساسانیان

30/11 تا 50/11

 

 

همایش تاریخ، فرهنگ و تمدن خوزستان

برنامه های بعد از ظهر

ردیف

نام و نام خانوادگی

موضوع سخنرانی

ساعت

1

دکتر عباس پور عباسی

شعر و ادبیات عرب شیعه در خوزستان

4 تا 20/4

2

آقای حزبائی زاده

اماکن مذهبی استان خوزستان

25/4 تا 45/4

3

حجت الاسلام غلامی

مکتب فکری دانشمندان اسلامی خوزستان

50/4 تا 10/5

4

آقای کاظم پور کاظم

ضرب المثلهای مردم خوزستان

15/5 تا 35/5

5

 

پذیرایی و نمایش فیلم

40/5 تا 10/6

6

آقای خدایی

دزفول در گذرگاه تاریخ

15/6 تا 35/6

7

آقای سیادت

تاریخ معاصر خوزستان

40/6 تا 7

 

مکان: اهواز- خیابان لشکر- بلوار قدس- پشت کتابخانه عمومی شهید باهنر- تالار آفتاب

تلفن: 3784682

 

بسمه تعالی

همایش تاریخ، فرهنگ و تمدن خوزستان

                                                           برنامه های صبح                             چهار شنبه 14/11/1377

ردیف

نام و نام خانوادگی

موضوع سخنرانی

ساعت

1

آقای روحانی

خوزستان در آئینه حرکتهای علمی و فرهنگی تاریخ

9 تا 20/9

2

الخاص ویسی

نگاهی به ویژگیهای فرهنگ بختیاری

25/9 تا 45/9

3

آقای علی نژاد

مراکز علمی و فرهنگی خوزستان

50/9 تا 10/10

4

دکتر محمد علی شیخ

( مشاهیر استان )

15/10 تا 35/10

5

 

نمایش فیلم و پذیرایی

40/10 تا 10/11

6

آقای سعیدی راد

 

15/11 تا 35/11

 

 

برنامه های بعد از ظهر

ردیف

نام و نام خانوادگی

موضوع سخنرانی

ساعت

1

دکتر سرامی

ضرورت پژوهش در لهجه های بومی

4 تا 20/4

2

آقای عبد العلی خسروی

(قائد بختیاری)

فرهنگ و ادبیات بختیاری

25/4 تا 45/4

3

آقای فرخ احمدی

جندی شاپور نخستین مرکز دانشگاهی ایران

50/4 تا 10/5

4

دکتر فیروزی

جغرافیای تاریخی کشاورزی خوزستان

15/5 تا 35/5

5

 

پذیرایی و نمایش فیلم

40/5 تا 10/6

6

آقای محمد امین رکنی

عبادان ، عسکر مکرم ، تستر

15/6 تا 35/6

7

آقای جبار کنانی

نقش افسانه ها و افسانه های مردم عرب خوزستان

40/6 تا 7

8

آقای هرمز علی پور

تاریخچه شعر خوزستان

05/7 تا 25/7

 

مکان: اهواز- خیابان لشکر- بلوار قدس- پشت کتابخانه عمومی شهید باهنر- تالار آفتاب

 

تلفن: 3784682

 

همایش

داراب

افسر بختیاری

آشنایی با شخصیت و برخی اشعار داراب افسر بختیاری

 

داراب افسر بختیاری در سال (1279 ش) در «چقا خور» بختیاری متولد شد. پدر او اصلاً از طایفه ی احمد خسروی و مادر وی بی بی گوهر دختر حسینقلی خانان ایلخانی بود. کودکی های داراب افسر در میان کوه های شگفت انگیز بختیاری، لاله های واژگون، غوغای ایل کوچ و مردمان ساده و صمیمی گذشت و اینها همه در روح او آن چنان ژرف تأثیر نهاد که جلوه های آن در شعر وی، شگرف و بدیع بوده و سرشار از این تصاویر زیبا است.

داراب در مکتب، خواندن و نوشتن را آموخت و روح بیقرار و هوش استثنایی وی، او را که تشنه ی آموختن  هر چه بیشتر بود، یاری دادند. در نه سالگی قرآن را حفظ کرد. وی در کتابخانه ی دایی خود «سردار اسعد بختیاری» که از سران مشروطیت و اهل علم و ادب بود، به گنجینه ی بزرگی از تاریخ و ادبیات ایران و جهان دست یافت و توانست جام وجود خود را از این دریای علم و معرفت لبریز نماید و صفای خویشتن را در شب های شاهنامه خوانی و خسرو و شیرین خوانی و ابیات شور انگیز فولکلوریک (عامیانه) بختیاری در پیوند میان شعر و موسیقی بیابد.

داراب افسر در طول سفرهای زیادی که به اصفهان و تهران داشت، توانست با شعرا و اندیشمندان هم عصر خویش مانند: ملک الشعرای بهار و پژمان بختیاری و بسیاری دیگر از فرزانگان، مجالست و دوستی نماید و با شرایط سیاسی- اجتماعی آن روز کشور آشنا شود.

حاصل همه ی اینها، دیوان شعر داراب افسر بختیاری بود که تنها قسمتی از اشعار او را در بر می گیرد. شعر وی سرشار از استحکام، ظرافت و تصاویر زیبای شاعرانه، معانی بلند عارفانه، وطن پرستانه و عاشقانه می باشد و مورد تحسین فرهیختگان هم عصر وی و نسل های بعدی گردید. آن چنان با قدرت و صلابت، کلام و زبان بختیاری را به زیبایی به شعر جاری ساخت که اینک فرهیختگان دیار بختیاری او را پدر شعر بختیاری می نامند. ملک الشعرای بهار درباره ی او گفته بود: «کاری که فردوسی در مورد زبان فارسی انجام داد، افسر در مورد زبان بختیاری انجام داده است».

داراب افسر در سال (1320 ش) از چقا خور بختیاری به اصفهان رفته و ساکن گردید؛ ولی از هر فرصتی برای بازگشت به چقا خور بختیاری و دیدار مردم مهربان آن تا زمانی که بیماری او را از پای درآورد، استفاده می کرد.

اشعار این شاعر شوریده ی بختیاری آمیزه ای از جلوه های زندگی، اندیشه های والا، عرفان، احساسات میهن پرستانه و عشق به سرزمین بختیاری است که نمونه آن را در شعرهای «رستاخیز مسجد سلیمان»، «خداییه»، «همیلا» و «کلاریه» به درستی می توان دید. اما جدای از همه ی اینها، افسر که همواره   شیفته ی مولای خویش امیر المؤمنین علی (ع) بود، شعر مدح حضرتش را همیشه با شور و اشتیاق وصف ناپذیری می خواند و تا واپسین دم حیات او، نام امام علی (ع) بر زبان وی جاری بود. شعر «عمرویه» ی داراب افسر، حماسه ی نبرد حضرت علی (ع) در جنگ خندق از شاهکارهای مسلم شعر به زبان بختیاری می باشد.

داراب افسر بسیار مهربان، خوش سخن و نیک رفتار بود. محضر او شور و کلام وی گرمی خاصی داشت. برای سخاوت و بخشش به دیگران حد و مرزی نمی شناخت. بارها او را دیده بودند که در سرمای سوزناک زمستان کت خود را به فقیری رهگذر می بخشید.

افسر کتاب رمانی هم به نام «گل سعادت» دارد که ماجراهای آن در سرزمین بختیاری می گذرد؛ ولی هنوز چاپ نشده است و کتاب دیگر وی که «تاریخ بختیاری» نام داشته، از بین رفته است.

شاعر در سال های پایانی عمر به علت بیماری خانه نشین بود و همسر نازنین وی از او پرستاری می کرد. وی پنج فرزند داشت که عاشقانه آنها را دوست می داشت.

داراب افسر در یکی از روزهای پاییزی سال (1350 ش) در اصفهان چشم از جهان فرو بست و در تخت فولاد اصفهان، تکیه ی میر به خاک سپرده شد. در حالی که به درستی سروده بود:

          افسر ای بسه فخر سی تو که بعد از مرگت            اسم لر تا به ابد زنده ز اشعار تونه  1

 

«نمونه ای از اشعار داراب»

  

1- روزنامه نشاره، ش 3، 14 تیر ماه 1386، ص 7، مقاله ی حسین افسر.      

گزارش کار کنگره بزرگداشت داراب افسر بختیاری

 

همایش بزرگداشت داراب افسر بختیاری، به پاس حق شناسی و ارج نهادن به خدمات ارزنده و ماندگار این شاعر اندیشمند قوم بختیاری، ساعت 9 صبح روز جمعه 7 بهمن ماه 1384 در محل سالن اجتماعات باشگاه مرکزی شرکت نفت و با حضور شخصیت های محلی و خانواده ی مرحوم داراب افسر، در دو جلسه صبح و عصر برگزار شد.

برنامه صبح از ساعت 9 تا 30/12 و برنامه عصر از ساعت 30/14 تا 19 بود.

در ضمن برنامه ها، آقای داریوش باقرفر سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مسجد سلیمان پس از خوش آمد گویی به مدعوین، گزارشی ارایه کرد؛ همچنین آقایان حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا حاجتی اامام جمعه ی وقت مسجد سلیمان، عنایت افسر و حسین افسر فرزندان مرحوم داراب افسر و عده ای از شاعران محلی و صاحب نظران به ارائه ی سخنرانی و سرودن اشعار پرداختند.

از برنامه های جنبی همایش، برپایی نمایشگاه خوشنویسی خطاطان خطه ی مسجد سلیمان با استفاده از اشعار داراب افسر بود. دعوت از خانواده افسر و ترتیب بازدید ایشان از محل چاه شماره ی یک مسجد سلیمان و آثار باستانی این شهر، عزیمت سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مسجد سلیمان و چند همراه به اصفهان و حضور در آرامگاه داراب افسر در قبرستان تخت فولاد اصفهان و نیز برپایی مراسم تقدیر از ستاد برگزاری بزرگداشت داراب افسر در تاریخ 2/12/1384، از دیگر برنامه های این همایش بودند.

دبیری این همایش را آقای کاووس غلی گله برعهده داشت و سازمان های زیر وی را در برپایی این همایش یاری کردند:

1-    ستاد بزرگداشت داراب افسر.

2-    اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان.

3-    اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مسجد سلیمان.

4-    روابط عمومی شرکت بهره برداری نفت و گاز مسجد سلیمان.

5-    دبیرخانه ی دائمی ستاد مفاخر بختیاری و انجمن تاریخ و فرهنگ مسجد سلیمان.